هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از زبان عاشقی بیان میشود که از جور و جفای معشوق شکایت دارد. معشوق با ناز و جلوهگری، عقل و دل عاشق را میرباید و با غمزه و ناز، راه دل او را میزند. عاشق از جور و جفای معشوق شکایت میکند و میگوید که همه خوبان به عاشق جور میکنند. او از رنجی که میکشد سخن میگوید و سرخی خون نهانش را نشان میدهد. در نهایت، عاشق تصمیم میگیرد که دیگر جور و جفا نکند، اما معشوق همچنان به رفتار خود ادامه میدهد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق مانند جور و جفا، رنج عاشق و شکایت از معشوق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند "سرخی خون" و "جور و جفا" نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی و تجربه دارد.
شماره ۱۴۹ - جلوه که آن تازه جوان می کند
جلوه که آن تازه جوان می کند
غارت عقل و دل و جان می کند ۱
گفتمش آن تو ندارد کسی
این همه ناز از پی آن می کند ۲
راه دلم غمزه زنان می زند
صید دلم جلوه کنان می کند ۳
جور و جفا بین که برین نا توان
جور و جفا تا بتوان می کند ۴
جور به عاشق همه خوبان کنند
لیک نه چندین که فلان می کند ۵
سرخی خونی که نهان می خورم
زردی رخساره عیان می کند ۶
گوید ازین پس به رفیق این همه
می نکنم جور و همان می کند ۷
غارت عقل و دل و جان می کند ۱
گفتمش آن تو ندارد کسی
این همه ناز از پی آن می کند ۲
راه دلم غمزه زنان می زند
صید دلم جلوه کنان می کند ۳
جور و جفا بین که برین نا توان
جور و جفا تا بتوان می کند ۴
جور به عاشق همه خوبان کنند
لیک نه چندین که فلان می کند ۵
سرخی خونی که نهان می خورم
زردی رخساره عیان می کند ۶
گوید ازین پس به رفیق این همه
می نکنم جور و همان می کند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۸ - غمین عشق غم روزگار کم دارد
گوهر بعدی:شماره ۱۵۰ - نهادم بهر شرح شوق هر گه خامه بر کاغذ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.