هوش مصنوعی: متن بالا بیانگر درد و رنج هجران و دوری از یار و دیار است. شاعر از سختی‌های فراق در فصل بهار و دوری از دوستان می‌گوید و اشاره می‌کند که دیدن قاصد و پیغام یار می‌تواند تسکین‌بخش باشد. همچنین، از ناسازگاری روزگار و دردهای جدایی سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم ادبی کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر چالش‌برانگیز باشد.

شماره ۱۵۴ - دیدن قاصد خوش و خوشتر از آن پیغام یار

دیدن قاصد خوش و خوشتر از آن پیغام یار
خاصه بعد از مدتی هجران و عمری انتظار ۱

از جهان رسم سفر یارب برافتد چند ازو
این بود مهجور از یار، آن بود دور از دیار ۲

سخت باشد دوری احباب در ایام گل
صعب باشد فرقت اصحاب در فصل بهار ۳

دیده ی بی نور را از لاله و از گل چه فیض
عاشق مهجور را با باغ و با بستان چه کار ۴

سالم آن رنجور کش بر سر گذارد پا طبیب
خرم آن غمگین که در بر باشد او را غمگسار ۵

قسمت اغیار سازد داغ مهجوری فلک
روزی دشمن کند درد جدایی روزگار ۶

از غم بسیار هجران اندکی گوید رفیق
گر شمارد بر تو درد خویش تا روز شمار ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۳ - خواهم شکست زاهد چون در بهار دیگر
گوهر بعدی:شماره ۱۵۵ - ما را چو تو نیست یار دیگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.