هوش مصنوعی: این متن شعری است که از درد دوری از معشوق و رنج‌های عشق سخن می‌گوید. شاعر از جدایی و اندوه خود می‌نالد و زیبایی و شهرت معشوق را می‌ستاید. او همچنین به ناتوانی خود در برابر عشق اشاره می‌کند و از روزگار تاریک خود شکایت دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین ممکن است برخی از اصطلاحات و تشبیهات شعر نیاز به درک ادبی بیشتری داشته باشند که برای کودکان قابل فهم نیست.

شماره ۱۵۸ - زان نور دو دیده تا شوم دور

زان نور دو دیده تا شوم دور
شد دور زهر دو دیده ام نور ۱

ای کشور مهر از تو ویران
ای خطه ی جور از تو معمور ۲

تا چند من و رقیب باشیم
بی تو مغموم و با تو مسرور ۳

فرهاد که کند کوه در دهر
شیرین که فکند در جهان شور ۴

در عشق چو من نبود شهره
در حسن چو تو نبود مشهور ۵

جز حرف تو جز شمائل تو
یارب من خسته جان مهجور ۶

گر بشنوم و ببینم ای ماه
گوشم کر باد و دیده ام کور ۷

منعم کند ار ز عشق زاهد
منعش نکنم که هست معذور ۸

داند شب و روزم آنکه دیده
روزان سیه شبان دیجور ۹

از سیمبران چسان خورد بر
نه زر دارد رفیق و نه زور ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۷ - هر دم ای یار ز تو می کشم آزار دگر
گوهر بعدی:شماره ۱۵۹ - از جان بهر صد بار اگر گویند جانی ای پسر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.