هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، بیانگر عشق عمیق و یکطرفه‌ی شاعر به معشوق است. شاعر از داغ عشق، اسارت در دام زلف معشوق، و بی‌توجهی او شکایت می‌کند. همچنین، تأکید می‌کند که هیچ یار و دیاری جز معشوق ندارد و تمام عمرش را صرف عشق به او کرده است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه‌ی عمیق و احساساتی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به‌کاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارند.

شماره ۱۶۲ - بوده است ترا داغ نگاری نه و هرگز

بوده است ترا داغ نگاری نه و هرگز
دل برده ز تو لاله عذاری نه و هرگز ۱

تا زلف تو شد دام به دام تو فتاده
لاغرتر از این صید شکاری نه و هرگز ۲

با آنکه به راهش سر من خاک شد آن شوخ
هرگز به سرم کرد گذاری نه و هرگز ۳

هر کس نگرد کوی تو و روی تو آن را
آید بنظر باغ و بهاری نه و هرگز ۴

غیر از سگ کوی و سر کوی تو به عالم
بوده است مرا یار و دیاری نه و هرگز ۵

زین طایفه خانه برانداز نشسته است
در خانه ی زین چون تو سواری نه و هرگز ۶

در کارگه دهر رفیق ار کسی آموخت
جز کار غم عشق تو کاری نه و هرگز ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۷۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۱ - روزم سیاه شد ز نگاه کلاه دوز
گوهر بعدی:شماره ۱۶۳ - به سینه خون شد و دلدار غافلست هنوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.