هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و بیتوجهی معشوق شکایت میکند. او از غفلت معشوق، رنج دوری، جور و جفا، و سحر چشمان معشوق میگوید و تأکید میکند که عشق به او هنوز در دلش زنده است و ترک او دشوار است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیدهای مانند عشق، رنج، و اندوه است که درک آنها به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۶۳ - به سینه خون شد و دلدار غافلست هنوز
به سینه خون شد و دلدار غافلست هنوز
به این گمان که دل من مگر دلست هنوز ۱
گذشت بر من و تا باز بگذرد عمریست
کز آب دیده ی من خاک ره گلست هنوز ۲
به دور جادویی چشم او عجب دارم
که در میان سخن سحر بابلست هنوز ۳
به لب ز جور و جفای تو جان و حیرانم
به کار دل که به سوی تو مایلست هنوز ۴
که گفت مشکل عشق از سفر شود آسان
غریب مردم و ترک تو مشکلست هنوز ۵
سزد که طعنه دیوانگی زند بر من
کسی که روی تو دیده است و عاقلست هنوز ۶
رفیق مهر تو با مهر کس بدل نکند
دودل مباش که او با تو یکدلست هنوز ۷
به این گمان که دل من مگر دلست هنوز ۱
گذشت بر من و تا باز بگذرد عمریست
کز آب دیده ی من خاک ره گلست هنوز ۲
به دور جادویی چشم او عجب دارم
که در میان سخن سحر بابلست هنوز ۳
به لب ز جور و جفای تو جان و حیرانم
به کار دل که به سوی تو مایلست هنوز ۴
که گفت مشکل عشق از سفر شود آسان
غریب مردم و ترک تو مشکلست هنوز ۵
سزد که طعنه دیوانگی زند بر من
کسی که روی تو دیده است و عاقلست هنوز ۶
رفیق مهر تو با مهر کس بدل نکند
دودل مباش که او با تو یکدلست هنوز ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۲ - بوده است ترا داغ نگاری نه و هرگز
گوهر بعدی:شماره ۱۶۴ - شد سبزه ی خط از لب آن ماه لقاسبز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.