هوش مصنوعی:
این شعر به بیان تحول و رشد شخصی شاعر میپردازد که از وضعیت ناامیدکنندهای به جایگاه والایی رسیده است. شاعر از طالع ناسازگار خود به سازگاری و از ذرهبودن به همنشینی با آفتاب میرسد. او از بیزبانی به همزبانی با یار خود میرسد و از ناتوانی به قبول صیاد صیدانداز خود تبدیل میشود. در نهایت، شاعر به ستایش محبوب خود میپردازد و وفاداری و مردمیاش را میستاید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۶۹ - شکر کز انجام خوب و خوبتر ز آغاز خویش
شکر کز انجام خوب و خوبتر ز آغاز خویش
سازگاری یافتم از طالع ناساز خویش ۱
ذره بودم آفتابم همنشین خویش کرد
صعوه بودم شاهبازم کرد هم پرواز خویش ۲
بی زبانی را زبان دانی نمود از روی لطف
همزبان و همنشین و همدم و همراز خویش ۳
جان بتن افسرده و دل مرده بود آورد باز
هم بحال خوبشان عیسی دمی ز اعجاز خویش ۴
ناتوان صیدی که صیادان فکندندش ز چشم
شد قبول خاطر صیاد صید انداز خویش ۵
مدتی بودم بجرگ بلبلان این چمن
نا خوش آوازی خجل از خویش و از آواز خویش ۶
شد همائی سایه افکن وز هماوازان خود
کرد ممتازم ز فر سایه ی ممتاز خویش ۷
آنکه در راه وفا و در طریق مردمی
نه شریک خویش را کس دید و نه انباز خویش ۸
کن نثار خاک پای او رفیق، آری برون
هر گهر کز لجهٔ طبع گهرپرداز خویش ۹
سازگاری یافتم از طالع ناساز خویش ۱
ذره بودم آفتابم همنشین خویش کرد
صعوه بودم شاهبازم کرد هم پرواز خویش ۲
بی زبانی را زبان دانی نمود از روی لطف
همزبان و همنشین و همدم و همراز خویش ۳
جان بتن افسرده و دل مرده بود آورد باز
هم بحال خوبشان عیسی دمی ز اعجاز خویش ۴
ناتوان صیدی که صیادان فکندندش ز چشم
شد قبول خاطر صیاد صید انداز خویش ۵
مدتی بودم بجرگ بلبلان این چمن
نا خوش آوازی خجل از خویش و از آواز خویش ۶
شد همائی سایه افکن وز هماوازان خود
کرد ممتازم ز فر سایه ی ممتاز خویش ۷
آنکه در راه وفا و در طریق مردمی
نه شریک خویش را کس دید و نه انباز خویش ۸
کن نثار خاک پای او رفیق، آری برون
هر گهر کز لجهٔ طبع گهرپرداز خویش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۸ - گر بهای می ستاند خرقه پیر میفروش
گوهر بعدی:شماره ۱۷۰ - ای همه جای تو خوش ای همه اعضای تو خوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.