هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غنایی، توصیفی زیبا از معشوق و احساسات شاعر نسبت به اوست. شاعر با استفاده از استعارههای طبیعی مانند گل، سرو و سنبل، زیبایی معشوق را ستایش میکند و از عشق و دلباختگی خود میگوید. همچنین، اشاراتی به مستی و بادهگساری دارد که نمادی از شور و حال عاشقانه است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار میباشد. همچنین، اشارات به مستی و بادهگساری ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۸۹ - تو رشک گلشنی با کاکل و رخسار و قد ای گل
تو رشک گلشنی با کاکل و رخسار و قد ای گل
قدت سرو است و رخسارت گلست و کاکلت سنبل ۱
تو افزونی به حسن ای سرو و گل دانم تو هم دانی
که من هم نیستم در عشق کم از قمری و بلبل ۲
شود چون مرغ دل آزاد از دام تو کش داری
به قید زلف گه در بند و گه در حلقه ی کاکل ۳
کند هر روز و هر شب محتسب با میکشان غوغا
درونش دائما چون خم ز جوش باده در غلغل ۴
رفیق از باده ی سرشار او مستم چنان گویی
که از مستی نه عزم سیر گل دارم نه میل مل ۵
قدت سرو است و رخسارت گلست و کاکلت سنبل ۱
تو افزونی به حسن ای سرو و گل دانم تو هم دانی
که من هم نیستم در عشق کم از قمری و بلبل ۲
شود چون مرغ دل آزاد از دام تو کش داری
به قید زلف گه در بند و گه در حلقه ی کاکل ۳
کند هر روز و هر شب محتسب با میکشان غوغا
درونش دائما چون خم ز جوش باده در غلغل ۴
رفیق از باده ی سرشار او مستم چنان گویی
که از مستی نه عزم سیر گل دارم نه میل مل ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۸ - رفتی و رفت از غمت ای غمگسار دل
گوهر بعدی:شماره ۱۹۰ - داند کدام سنگدلم کرده تنگدل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.