هوش مصنوعی: این شعر از درد و رنج عشق نافرجام و دل‌شکستگی سخن می‌گوید. شاعر از بی‌وفایی یار و رنج‌های دل خود می‌نالد و بیان می‌کند که چگونه عشق و دل‌بستگی به دیگری، آرامش را از او گرفته است. او از غم روزگار و بی‌قراری دلش شکایت دارد و در نهایت، به می پناه می‌برد تا شاید سبک‌باری دلش را تسکین دهد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند دل‌شکستگی و غم وجودی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۱۹۱ - باور کس نشود قصه ی بیماری دل

باور کس نشود قصه ی بیماری دل
تا گرفتار نگردد به گرفتاری دل ۱

یار بی رحم و به جان من ز گرفتاری دل
کیست یاران که در این حال کند یاری دل ۲

من و دل زار چنانیم که شب ها نکنند
مردم از زاری من خواب من از زاری دل ۳

دل من روز نیاساید از این چشم پرآب
چشم من شب نکند خواب ز بیداری دل ۴

دل گرانم ز غم دهر بیاور ساقی
قدحی چند می از بهر سبکباری دل ۵

بسکه در زلف تو دلهای پریشان جمعست
شانه را راه در آن نیست ز بسیاری دل ۶

چون نگه دارم از آن رشک پری دل که رفیق
پیش او حد بشر نیست نگهداری دل ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۹۰ - داند کدام سنگدلم کرده تنگدل
گوهر بعدی:شماره ۱۹۲ - ز تیغ ناز شوخی می‌تپد دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.