هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و هجران میگوید. او دلش را مانند مرغ بسمل توصیف میکند که از تیغ ناز معشوق زخمی شده است. رسیدن به وصال معشوق سخت و زندگی بدون او بسیار دشوار است. شاعر از ناکامی در عشق و تلخیهای آن مینالد و بیان میکند که دلش فقط به سوی معشوق مایل است. او خود را مانند دریایی بیپایان در عشق توصیف میکند که نه پایانی دارد و نه ساحلی.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
شماره ۱۹۲ - ز تیغ ناز شوخی میتپد دل
ز تیغ ناز شوخی میتپد دل
درون سینه ام چون مرغ بسمل ۱
به وصل او رسیدن سخت دشوار
به هجرش زیستن بسیار مشکل ۲
من بی دست و پا تا چند باشم
ز هجران دست به سر پای در گل ۳
بود عیش من و دل تلخ پیوست
ز حرف تلخ آن شیرین شمایل ۴
از آن لب هر که شد ناکام، گردید
به کامش شهد شیرین زهر قاتل ۵
اگر میل دل تو سوی من نیست
دل من نیست جز سوی تو مایل ۶
بدریائی افتاده در عشق
که نه پایان بود او را نه ساحل ۷
درون سینه ام چون مرغ بسمل ۱
به وصل او رسیدن سخت دشوار
به هجرش زیستن بسیار مشکل ۲
من بی دست و پا تا چند باشم
ز هجران دست به سر پای در گل ۳
بود عیش من و دل تلخ پیوست
ز حرف تلخ آن شیرین شمایل ۴
از آن لب هر که شد ناکام، گردید
به کامش شهد شیرین زهر قاتل ۵
اگر میل دل تو سوی من نیست
دل من نیست جز سوی تو مایل ۶
بدریائی افتاده در عشق
که نه پایان بود او را نه ساحل ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۱ - باور کس نشود قصه ی بیماری دل
گوهر بعدی:شماره ۱۹۳ - آمدی رفتی از برم غافل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.