هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق عمیق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از بدنامی در میان مردم به دلیل عشقش، تلخی هجران، و نبود آرامش در دلش شکایت دارد. همچنین، از تأثیرات منفی دوری از معشوق و مستی ناشی از عشق شبانهروزی میگوید. در نهایت، از خود میپرسد که پایان این عشق چه خواهد بود.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده مانند عشق، رنج، و هجران است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۰۲ - چنان ز عشق تو بدنام خلق ایامم
چنان ز عشق تو بدنام خلق ایامم
که کس ز ننگ بر کس نمی برد نامم ۱
عجب ز شربت وصل تو گر شود شیرین
ز زهر هجر تو این سان که تلخ شد کامم ۲
مجوی از دلم آرام دیگر ای همدم
که برده مهر دلارام از دل آرامم ۳
زند به روز و شبم طعن تیرگی بی تو
کنی طلوع چو مه یک شب از لب بامم؟ ۴
ز یمن عشق شب و روز سرخوشم که پر است
ز خون دل قدحم و ز شراب غم جامم ۵
ز رنج و غم دمی آسوده نیستم چو رفیق
به عشق این بود آغاز چیست انجامم ۶
که کس ز ننگ بر کس نمی برد نامم ۱
عجب ز شربت وصل تو گر شود شیرین
ز زهر هجر تو این سان که تلخ شد کامم ۲
مجوی از دلم آرام دیگر ای همدم
که برده مهر دلارام از دل آرامم ۳
زند به روز و شبم طعن تیرگی بی تو
کنی طلوع چو مه یک شب از لب بامم؟ ۴
ز یمن عشق شب و روز سرخوشم که پر است
ز خون دل قدحم و ز شراب غم جامم ۵
ز رنج و غم دمی آسوده نیستم چو رفیق
به عشق این بود آغاز چیست انجامم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۱ - نیاید تا به لب از ضعف جانم
گوهر بعدی:شماره ۲۰۳ - ای کرده جوانی تو پیرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.