هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلدادگی خود سخن میگوید و بیان میکند که چگونه عشق به معشوق، تمام وجودش را فرا گرفته است. او از غم فراق مینالد و اعلام میکند که حتی اگر جانش در خطر باشد، دل از معشوق برنخواهد گرفت. شاعر از زیباییهای معشوق مانند ابرو و مژگانش یاد میکند و ترس از دست دادن او را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد.
شماره ۲۰۳ - ای کرده جوانی تو پیرم
ای کرده جوانی تو پیرم
مپسند که از غمت بمیرم ۱
گر کار به جان رسد دل از جان
برگیرم و از تو برنگیرم ۲
تا طور تو گشت دلپسندم
تا طرز تو گشت دلپذیرم ۳
جز ذکر تو نیست بر زبانم
جز فکر تو نیست در ضمیرم ۴
هر روز ز جان و هر شب از دل
بی روی تو ای مه منیرم ۵
تا کی به ملک رسد خروشم
تا کی به فلک رسد نفیرم ۶
ابروی تو می کشد به تیغم
مژگان تو می زند به تیرم ۷
گوید کشمت به تیغ اما
ترسم بکشد رفیق دیرم ۸
مپسند که از غمت بمیرم ۱
گر کار به جان رسد دل از جان
برگیرم و از تو برنگیرم ۲
تا طور تو گشت دلپسندم
تا طرز تو گشت دلپذیرم ۳
جز ذکر تو نیست بر زبانم
جز فکر تو نیست در ضمیرم ۴
هر روز ز جان و هر شب از دل
بی روی تو ای مه منیرم ۵
تا کی به ملک رسد خروشم
تا کی به فلک رسد نفیرم ۶
ابروی تو می کشد به تیغم
مژگان تو می زند به تیرم ۷
گوید کشمت به تیغ اما
ترسم بکشد رفیق دیرم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۱۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۲ - چنان ز عشق تو بدنام خلق ایامم
گوهر بعدی:شماره ۲۰۴ - روزگاری روز خوش از وصل یاری داشتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.