هوش مصنوعی: شاعر در این متن به یاد روزهای خوش گذشته می‌پردازد که در کنار یار خود بوده و از هرگونه غم و اندوه دور بوده است. او از لحظات عاشقانه و صمیمیت با یار خود یاد می‌کند و احساس ارزشمندی در نزد یار و حتی سگان کوی او داشته است. با وجود اینکه یارش شیوه‌ی خاصی در عشق‌ورزی نداشته، شاعر از این احساس خوشحال بوده که یاری دارد. در نهایت، او از دیار و یار خود به نیکی یاد می‌کند.
رده سنی: 15+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که درک عمیق‌تر آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم شعری ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

شماره ۲۰۴ - روزگاری روز خوش از وصل یاری داشتم

روزگاری روز خوش از وصل یاری داشتم
داشتم روز خوش و خوش روزگاری داشتم ۱

فارغ از بیم فراغ آسوده از امید وصل
نه غم هجری نه درد انتظاری داشتم ۲

دیده بر رخسار جانان دست در آغوش یار
جرأت بوسی و یارای کناری داشتم ۳

نه دلم بی صبر بود از غم نه جانم بی قرار
هم بدل صبری و هم در جان قراری داشتم ۴

معتبر بودم به نزدیک سگان کوی دوست
با همه بی اعتباری اعتباری داشتم ۵

گر چه هرگز شیوه ی یاری نمی دیدم ز یار
داشتم خاطر به این خرم که یاری داشتم ۶

بود تا کویش دیارم تا سگش یارم رفیق
خوش دیار و یاری و یار دیاری داشتم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰۳ - ای کرده جوانی تو پیرم
گوهر بعدی:شماره ۲۰۵ - به حسرت ای پری می دانی از کویت چسان رفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.