هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و وابستگی شدید به معشوق سخن میگوید. او خود را مرید پیر مغان و غلام بادهفروش معرفی میکند و بیان میکند که بدون معشوق، حتی از نوشیدن شراب نیز لذت نمیبرد. عشق، عقل و هوش او را تحتالشعاع قرار داده و او حاضر نیست حتی برای یک لحظه از معشوق چشم بپوشد. او زیبایی رخ یار و نغمههایش را برتر از گل و بلبل میداند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههایی به شرابخواری (هرچند بهعنوان نماد) وجود دارد که مناسب سنین پایینتر نیست.
شماره ۲۰۶ - پیاله داد بدستم سبو نهاد به دوشم
پیاله داد بدستم سبو نهاد به دوشم
مرید پیر مغانم غلام باده فروشم ۱
رقیب با تو به عیش و تو با رقیب به عشرت
ز غم چگونه ننالم ز غصه چون نخروشم ۲
به جان خود غم و درد ترا که جان جهانی
خرم ولیک به جان جهانیان نفروشم ۳
بود چو جام جم و آب خضر اگر قدح می
پیاله بی تو نگیرم شراب بی تو ننوشم ۴
ز عقل و هوش چه لافم چنین که لشکر عشقت
گرفت کشور عقلم نمود غارت هوشم ۵
اگر زنیم به تیغ و اگر کشیم به خنجر
نه از تو دیده ببندم نه از تو چشم بپوشم ۶
رفیق از رخ گل خوشتر است و نغمه ی بلبل
عذار یار به چشم و سرود یار بگوشم ۷
مرید پیر مغانم غلام باده فروشم ۱
رقیب با تو به عیش و تو با رقیب به عشرت
ز غم چگونه ننالم ز غصه چون نخروشم ۲
به جان خود غم و درد ترا که جان جهانی
خرم ولیک به جان جهانیان نفروشم ۳
بود چو جام جم و آب خضر اگر قدح می
پیاله بی تو نگیرم شراب بی تو ننوشم ۴
ز عقل و هوش چه لافم چنین که لشکر عشقت
گرفت کشور عقلم نمود غارت هوشم ۵
اگر زنیم به تیغ و اگر کشیم به خنجر
نه از تو دیده ببندم نه از تو چشم بپوشم ۶
رفیق از رخ گل خوشتر است و نغمه ی بلبل
عذار یار به چشم و سرود یار بگوشم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۵ - به حسرت ای پری می دانی از کویت چسان رفتم
گوهر بعدی:شماره ۲۰۷ - تا چند جدا ز یار باشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.