هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و دل‌بستگی به معشوق سخن می‌گوید و درد فراق و انتظار را بیان می‌کند. او از ناتوانی در دیدار یار، بی‌قراری برای رسیدن پاسخ نامه، و آرزوی دیدار دوباره می‌گوید. همچنین، اشاره‌ای به فقر و نداری در مقابل ثروت معشوق دارد و در پایان، امید به دیدار یار و بستن در به روی دیگران را بیان می‌کند.
رده سنی: 15+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

شماره ۲۱۰ - چگونه از سر کوی کسی بار سفر بندم

چگونه از سر کوی کسی بار سفر بندم
که آنجا دل گشاید یار چون من کاربر بندم ۱

نخواهم بشنود کس بوی آن گل چون کنم اما
بکوی او چو نتوانم ره باد سحر بندم ۲

ندارم صبر تا آید جواب نامه ام آن به
که دل را نامه سان بر بال مرغ نامه بربندم ۳

ببندم چشم چون از روی خوب آن پسر ناصح
گرفتم دیده از دیدار خوبان دگر بندم ۴

دم رفتن شد از بالین من یکدم مرو تا من
گشایم چشم بر روی تو از عالم نظر بندم ۵

نه در کف سیم و زر در دست دارم این نمی دانم
چگونه طرف از آن سیمینبر زرین کمر بندم ۶

خوش آن ساعت که آید یار و من خیزم رفیق از جا
گشایم در به روی یار و بر اغیار بربندم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۷۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰۹ - نداده هیچ جایی شور عشقی هیچ کس یادم
گوهر بعدی:شماره ۲۱۱ - نمی کرد از غم جان دادن آزادم چه می کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.