هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج ناشی از غم و هجران است. شاعر از بار سنگین غم و دوری سخن میگوید و تصور میکند که اگر این غم نبود، زندگی چگونه میشد. همچنین، او از عشق و وابستگی به معشوق میگوید و اینکه حتی در گمنامی نیز خوشحال است. شعر به شدت احساسی و پر از استعارههای عاشقانه است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات غم و هجران نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۱۱ - نمی کرد از غم جان دادن آزادم چه می کردم
نمی کرد از غم جان دادن آزادم چه می کردم
به جان بودم ز غم گر جان نمی دادم چه می کردم ۱
غم دل سخت و بار هجر سنگین، گر نمی بودی
تنی از آهن و جانی ز فولادم چه می کردم ۲
پس از عمری مرا یکبار کردی یاد و خوشنودم
اگر یکبارگی می بردی از یادم چه می کردم ۳
نداند نام یارم تا کسی شادم به گمنامی
اگر مجنون لقب می بود [و] فرهادم چه می کردم ۴
ز دامت کآرزو دارم به قید آن گرفتاری
خدا ناکرده گرمی کردی آزادم چه می کردم ۵
به این عجزی که از بیم رهایی می کنم ناله
رها می کرد اگر بی رحم صیادم چه می کردم ۶
به افسون وفا کردم رفیق آخر بخود رامش
نمی آموخت گر این علم استادم چه می کردم ۷
به جان بودم ز غم گر جان نمی دادم چه می کردم ۱
غم دل سخت و بار هجر سنگین، گر نمی بودی
تنی از آهن و جانی ز فولادم چه می کردم ۲
پس از عمری مرا یکبار کردی یاد و خوشنودم
اگر یکبارگی می بردی از یادم چه می کردم ۳
نداند نام یارم تا کسی شادم به گمنامی
اگر مجنون لقب می بود [و] فرهادم چه می کردم ۴
ز دامت کآرزو دارم به قید آن گرفتاری
خدا ناکرده گرمی کردی آزادم چه می کردم ۵
به این عجزی که از بیم رهایی می کنم ناله
رها می کرد اگر بی رحم صیادم چه می کردم ۶
به افسون وفا کردم رفیق آخر بخود رامش
نمی آموخت گر این علم استادم چه می کردم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۰ - چگونه از سر کوی کسی بار سفر بندم
گوهر بعدی:شماره ۲۱۲ - من دوستی به غیر برای تو میکنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.