هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد عشق و فراق، ناامیدی و حسرت است. شاعر از دوری یار و رنجهای ناشی از آن مینالد و به دنبال چارهای برای این درد میگردد. او از بیتفاوتی یار و رنجهای روحی خود سخن میگوید و آرزو میکند که روزی این دردها پایان یابد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی مانند عشق، فراق و حسرت است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۲۱۵ - امروز بی تو خاک چنین گر به سر کنم
امروز بی تو خاک چنین گر به سر کنم
روز جزا عجب که سر از خاک بر کنم ۱
گویند چاره کن [به] سفر عشق یار را
یارم نمی کند چو سفر چون سفر کنم ۲
تا کی کنم بدامن گلچین نظاره گل
کنج قفس کجاست که سر زیر پر کنم ۳
تا کی به حسرتش نگرم با رقیب و باز
از گریه منع دیده ی حسرت نگر کنم ۴
تا کی ز خوان نعمت الوان روزگار
با لخت دل قناعت [و] خون جگر کنم ۵
یک روز بر سرم زرهی تا گذر کنی
هر روز جای بر سر هر رهگذر کنم ۶
بسیار تندخوست نکوروی من ولی
رویش نمی هلد که ز خویش گذر کنم ۷
از حال من تو فارغ و من در خیال تو
روزی به شب رسانم و شامی سحر کنم ۸
گریند اهل حشر به من پیش دادگر
چون گریه از جفای تو بیدادگر کنم ۹
پیشت خوش آنکه گریم و گویی به خنده تو
کم کن رفیق گریه و، من بیشتر کنم ۱۰
روز جزا عجب که سر از خاک بر کنم ۱
گویند چاره کن [به] سفر عشق یار را
یارم نمی کند چو سفر چون سفر کنم ۲
تا کی کنم بدامن گلچین نظاره گل
کنج قفس کجاست که سر زیر پر کنم ۳
تا کی به حسرتش نگرم با رقیب و باز
از گریه منع دیده ی حسرت نگر کنم ۴
تا کی ز خوان نعمت الوان روزگار
با لخت دل قناعت [و] خون جگر کنم ۵
یک روز بر سرم زرهی تا گذر کنی
هر روز جای بر سر هر رهگذر کنم ۶
بسیار تندخوست نکوروی من ولی
رویش نمی هلد که ز خویش گذر کنم ۷
از حال من تو فارغ و من در خیال تو
روزی به شب رسانم و شامی سحر کنم ۸
گریند اهل حشر به من پیش دادگر
چون گریه از جفای تو بیدادگر کنم ۹
پیشت خوش آنکه گریم و گویی به خنده تو
کم کن رفیق گریه و، من بیشتر کنم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۴ - هر جا به خاک پا نهم از گریه تر کنم
گوهر بعدی:شماره ۲۱۶ - بر آن سرم که دل به دلبری ندهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.