هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد عشق و فراق جانان مینالد و از ناتوانی در تحمل این غم سخن میگوید. او از بیوفایی معشوق و نادانی او شکایت دارد و میپرسد با این درد بیدرمان چه کند. شعر پر از احساسات عمیق و نالههای عاشقانه است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانهی عمیق و احساساتی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به سطح بلوغ عاطفی و ادبی نیاز دارند.
شماره ۲۱۹ - به جانم از غم جانان چه سازم
به جانم از غم جانان چه سازم
به جانان چون کنم با جان چه سازم ۱
بجز جان تحفه ی جانان چه سازم
ندارم تحفه ای جز جان چه سازم ۲
نمی داند ز دشمن آن پسر دوست
نمی دانم به این نادان چه سازم ۳
دلت دیر آشناخو، بی سبب رنج
بسازم گر به این با آن چه سازم ۴
به امید دوا سازند با درد
ندارد درد من درمان چه سازم ۵
رفیق از ناله گیرم لب ببندم
به این مژگان خون افشان چه سازم ۶
به جانان چون کنم با جان چه سازم ۱
بجز جان تحفه ی جانان چه سازم
ندارم تحفه ای جز جان چه سازم ۲
نمی داند ز دشمن آن پسر دوست
نمی دانم به این نادان چه سازم ۳
دلت دیر آشناخو، بی سبب رنج
بسازم گر به این با آن چه سازم ۴
به امید دوا سازند با درد
ندارد درد من درمان چه سازم ۵
رفیق از ناله گیرم لب ببندم
به این مژگان خون افشان چه سازم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۱۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۸ - زار از سر کوی یار رفتیم
گوهر بعدی:شماره ۲۲۰ - از کوی تو غیر رفت و ما هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.