هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار از دوری معشوق و رنج فراق مینالد. او از گریههای بیپایان، بیتابی و بیخوابی خود سخن میگوید و از معشوق میخواهد که به او رحم کند. تصاویری مانند دریا، صدف، گرداب و محراب برای بیان احساساتش به کار میبرد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۲۷ - تا از تو دور ای در نایاب مانده ام
تا از تو دور ای در نایاب مانده ام
از گریه چون صدف به ته آب مانده ام ۱
از بحر چشم ریخته ام بسکه بی تو آب
از آب چشم خویش به گرداب مانده ام ۲
دیگر نمانده تاب صبوری به من بیا
بنگر که چون جدا ز تو بی تاب مانده ام ۳
ترسم به خواب نیز نبینم ترا شبی
زینسان که در فراق تو بی خواب مانده ام ۴
مردم تمام روی به محراب و من رفیق
رو سوی یار و پشت به محراب مانده ام ۵
از گریه چون صدف به ته آب مانده ام ۱
از بحر چشم ریخته ام بسکه بی تو آب
از آب چشم خویش به گرداب مانده ام ۲
دیگر نمانده تاب صبوری به من بیا
بنگر که چون جدا ز تو بی تاب مانده ام ۳
ترسم به خواب نیز نبینم ترا شبی
زینسان که در فراق تو بی خواب مانده ام ۴
مردم تمام روی به محراب و من رفیق
رو سوی یار و پشت به محراب مانده ام ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۶ - چو من از هجر آن لیلی لب شیرین دهن میرم
گوهر بعدی:شماره ۲۲۸ - به عالم حاصلی جز غم ندارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.