هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس غم و تنهایی عمیق خود سخن میگوید. او بیان میکند که در جهان هیچ حاصلی جز غم ندارد و هیچ همدمی به جز غم ندارد. شاعر به غم عادت کرده و حتی اگر غم هم نباشد، باز هم احساس غم میکند. او از داغهای دل و ناامیدی از زندگی میگوید و اشاره میکند که هیچ امیدی به وفا از سوی دیگران ندارد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی مانند غم، ناامیدی و تنهایی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. درک کامل این احساسات نیاز به بلوغ عاطفی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.
شماره ۲۲۸ - به عالم حاصلی جز غم ندارم
به عالم حاصلی جز غم ندارم
ولی یک جو غم از عالم ندارم ۱
بجز غم در جهان همدم ندارم
ندارم خاطر خرم ندارم ۲
چنان خو کرده ام با غم که کو غم (؟)
و گر غم هم نباشد غم ندارم ۳
کسی کابم زند بر آتش دل
به غیر از دیده ی پرنم ندارم ۴
بهر جورم که خواهی امتحان کن
که من در صبر پای کم ندارم ۵
ازان خوبا جفا کردم که هرگز
وفا چشم از بنی آدم ندارم ۶
من و جام دمادم زآنکه بی جام
امید زیستن یکدم ندارم ۷
به دل بس داغ دارم لیک در دل
رفیق اندیشه مرهم ندارم ۸
ولی یک جو غم از عالم ندارم ۱
بجز غم در جهان همدم ندارم
ندارم خاطر خرم ندارم ۲
چنان خو کرده ام با غم که کو غم (؟)
و گر غم هم نباشد غم ندارم ۳
کسی کابم زند بر آتش دل
به غیر از دیده ی پرنم ندارم ۴
بهر جورم که خواهی امتحان کن
که من در صبر پای کم ندارم ۵
ازان خوبا جفا کردم که هرگز
وفا چشم از بنی آدم ندارم ۶
من و جام دمادم زآنکه بی جام
امید زیستن یکدم ندارم ۷
به دل بس داغ دارم لیک در دل
رفیق اندیشه مرهم ندارم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۱۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۷ - تا از تو دور ای در نایاب مانده ام
گوهر بعدی:شماره ۲۲۹ - شود چون شب بروزو روزگار خویشتن گریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.