هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد هجران و عشق ناکام خود می‌نالد و با اشاره به داستان لیلی و مجنون، احساسات خود را بیان می‌کند. او از شوق دیدار معشوق و رنج دوری از او سخن می‌گوید و در نهایت، با پذیرش مرگ، به آرامش می‌رسد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه‌ای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ و رنج عشق نیازمند درک عاطفی و تجربه‌ی زندگی است که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل می‌گیرد.

شماره ۲۲۶ - چو من از هجر آن لیلی لب شیرین دهن میرم

چو من از هجر آن لیلی لب شیرین دهن میرم
به درد محنت مجنون و داغ کوه کن میرم ۱

ز شوق عارضش در پای شمع انجمن سوزم
به یاد قامتش در سایهٔ سرو چمن میرم ۲

به شکر خنده ی او جان شیرین دادم و زان به
که در آخر به تلخی دور از آن شیرین دهن میرم ۳

طبیبا مردم از درمانت از جانم چه می خواهی
مرا بگذار ظالم تا به درد خویشتن میرم ۴

به آن بالای محشر آفرین گر از پی نعشم
برون آیی قیامت می شود روزی که من میرم ۵

به این صورت که می بینم من آن کان لطافت را
نمیرم گر ز حسن صورت از لطف بدن میرم ۶

رفیق آن به که اکنون شاد باشم هر کجا باشم
چو می میرم چه غم کاخر به غربت یا وطن میرم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۲۵ - چو در کنار رقیبان ترا نظاره کنم
گوهر بعدی:شماره ۲۲۷ - تا از تو دور ای در نایاب مانده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.