هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجها و فداکاریهای خود برای معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که به خاطر معشوق، دوستان را به دشمن تبدیل کرده و هستی خود را سوزانده است. همچنین، از بیثمر بودن تلاشهایش در جستجوی آرامش و خوشبختی بدون معشوق میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و فداکاری نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۳۵ - دوستان را به خود از بهر تو دشمن کردم
دوستان را به خود از بهر تو دشمن کردم
کس به دشمن نکند آنچه به خود من کردم ۱
دامنم گشت ز خون مژه گلگون این بود
آن گل عیش که من بی تو به دامن کردم ۲
خرمن هستی خود سوختم از آه ببین
که چه با خویش من سوخته خرمن کردم ۳
کم دلت سوخت به حال دلم از آتش آه
از چه سوز دل خود پیش تو روشن کردم ۴
یادم از روی تو و کوی تو آمد هر گاه
بی تو سیر گل و نظاره ی گلشن کردم ۵
کردم اندیشه ی فردوس برون از سر خویش
بر سر کوی تو آن روز که مسکن کردم ۶
نشدم کامروا از حرم و دیر رفیق
به عبث پیروی شیخ و برهمن کردم ۷
کس به دشمن نکند آنچه به خود من کردم ۱
دامنم گشت ز خون مژه گلگون این بود
آن گل عیش که من بی تو به دامن کردم ۲
خرمن هستی خود سوختم از آه ببین
که چه با خویش من سوخته خرمن کردم ۳
کم دلت سوخت به حال دلم از آتش آه
از چه سوز دل خود پیش تو روشن کردم ۴
یادم از روی تو و کوی تو آمد هر گاه
بی تو سیر گل و نظاره ی گلشن کردم ۵
کردم اندیشه ی فردوس برون از سر خویش
بر سر کوی تو آن روز که مسکن کردم ۶
نشدم کامروا از حرم و دیر رفیق
به عبث پیروی شیخ و برهمن کردم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۴ - به از عشق و گدایی منصب و جاهی نمیدانم
گوهر بعدی:شماره ۲۳۶ - خوش آنکه جان به پایت ای دلستان فشانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.