هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از فداکاری جان، انتظار دیدار، حسرت دوری و اشکهای بیپایان سخن میگوید و آرزو میکند که بتواند در راه معشوق از جان خود بگذرد. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند فنا در معشوق و وحدت وجود نیز در شعر دیده میشود.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به فداکاری و حسرت نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۳۶ - خوش آنکه جان به پایت ای دلستان فشانم
خوش آنکه جان به پایت ای دلستان فشانم
دامان تو بگیرم دامن به جان فشانم ۱
من کیستم که او را در بزم جان فشانم
گر پاسبان گذارد بر آستان فشانم ۲
باز آی، ز انتظارت ای نور هر دو دیده
تا چند اشک حسرت از دیدگان فشانم ۳
از خانه پا برون نه چند ار ندیدمت خون
از آستین فشارم بر آستان فشانم ۴
گلگون ناز زین کن تا نقد دین و دل را
گه در رکاب ریزم گه در عنان فشانم ۵
آن طایرم که هر دم از حسرت اسیری
بهر قفس پر و بال در آشیان فشانم ۶
گشتم ز سخت جانی پیر و، نشد دریغا
در پای نوجوانی جان را جوان فشانم ۷
در جسم یک جهان جان خواهم رفیق کان را
با جان خویش بر آن جان جهان فشانم ۸
دامان تو بگیرم دامن به جان فشانم ۱
من کیستم که او را در بزم جان فشانم
گر پاسبان گذارد بر آستان فشانم ۲
باز آی، ز انتظارت ای نور هر دو دیده
تا چند اشک حسرت از دیدگان فشانم ۳
از خانه پا برون نه چند ار ندیدمت خون
از آستین فشارم بر آستان فشانم ۴
گلگون ناز زین کن تا نقد دین و دل را
گه در رکاب ریزم گه در عنان فشانم ۵
آن طایرم که هر دم از حسرت اسیری
بهر قفس پر و بال در آشیان فشانم ۶
گشتم ز سخت جانی پیر و، نشد دریغا
در پای نوجوانی جان را جوان فشانم ۷
در جسم یک جهان جان خواهم رفیق کان را
با جان خویش بر آن جان جهان فشانم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۱۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۵ - دوستان را به خود از بهر تو دشمن کردم
گوهر بعدی:شماره ۲۳۷ - ز جور دوست گر خود را به کام دشمنان دیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.