هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که از بیمهری و بیوفایی یار خود شکایت دارد. او با وجود تمام سختیها و ناملایماتی که از معشوق دیده، همچنان به عشق خود وفادار مانده و حتی از این رنجها پشیمان نیست. شاعر از ناشادیهای خود پس از دیدن یار میگوید و تأکید میکند که هرگز از این عشق نرنجیده است. در نهایت، او با حسرت به گلزار وصال معشوق نگاه میکند و با وجود تمام خارهای راه، عشق خود را حفظ میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانهی عمیق و احساسات پیچیدهای مانند درد، رنج و حسرت است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند بیوفایی و شکایت از یار نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۳۷ - ز جور دوست گر خود را به کام دشمنان دیدم
ز جور دوست گر خود را به کام دشمنان دیدم
سزاوار است که دشمن دوستش گفتند نشنیدم (؟) ۱
شنیدم یار بی مهر و وفا بسیار [و] دیدم پسر
ندیدم چون تو بی مهر و وفا یاری و نشنیدم ۲
تویی آن دلبر بدخوی شادی کاه غم افزا
که من خود را ندیدم شاد دیگر تا ترا دیدم ۳
منم آن عاشق رنجور کز بس بردباریها
همیشه رنج دیدم از تو و هرگز نرنجیدم ۴
نچیدم جز گل حسرت ز گلزار وصال تو
بمژگان گرچه عمری خار از راه تو برچیدم ۵
بدندان می گزم گر پشت دست خود کنون شاید
که عمری چون رفیق آخر چرا پای تو بوسیدم ۶
سزاوار است که دشمن دوستش گفتند نشنیدم (؟) ۱
شنیدم یار بی مهر و وفا بسیار [و] دیدم پسر
ندیدم چون تو بی مهر و وفا یاری و نشنیدم ۲
تویی آن دلبر بدخوی شادی کاه غم افزا
که من خود را ندیدم شاد دیگر تا ترا دیدم ۳
منم آن عاشق رنجور کز بس بردباریها
همیشه رنج دیدم از تو و هرگز نرنجیدم ۴
نچیدم جز گل حسرت ز گلزار وصال تو
بمژگان گرچه عمری خار از راه تو برچیدم ۵
بدندان می گزم گر پشت دست خود کنون شاید
که عمری چون رفیق آخر چرا پای تو بوسیدم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۱۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۶ - خوش آنکه جان به پایت ای دلستان فشانم
گوهر بعدی:شماره ۲۳۸ - از درت امروز و فردا ای دلارا می روم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.