هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از جدایی و دلتنگی سخن میگوید و بیان میکند که با وجود درد فراق، مجبور به ترک یار است. او با حسرت و اندوه از عشق و همراهی با معشوق یاد میکند و احساس تنهایی و بیقراری خود را توصیف مینماید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و احساساتی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای شعری ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۳۸ - از درت امروز و فردا ای دلارا می روم
از درت امروز و فردا ای دلارا می روم
گر نرفتم از درت امروز، فردا می روم ۱
طاقت و عقل و شکیب و صبر و هوش و جان و دل
می گذارم جمله را پیش تو تنها می روم ۲
نیست پای رفتنم گاه وداع از پیش تو
همچو شمع استاده ام در گریه اما می روم ۳
تا کجا آخر رسد کارم از این رفتن که من
با دلی و یک جهان حسرت از اینجا می روم ۴
می روم از کوی او بیرون و در باطن رفیق
حسرتی دارم که پنداری ز دنیا می روم ۵
گر نرفتم از درت امروز، فردا می روم ۱
طاقت و عقل و شکیب و صبر و هوش و جان و دل
می گذارم جمله را پیش تو تنها می روم ۲
نیست پای رفتنم گاه وداع از پیش تو
همچو شمع استاده ام در گریه اما می روم ۳
تا کجا آخر رسد کارم از این رفتن که من
با دلی و یک جهان حسرت از اینجا می روم ۴
می روم از کوی او بیرون و در باطن رفیق
حسرتی دارم که پنداری ز دنیا می روم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۷ - ز جور دوست گر خود را به کام دشمنان دیدم
گوهر بعدی:شماره ۲۳۹ - حال بسیار ناخوشی دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.