هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عاشقانه، از زیباییهای معشوق و احساسات خود سخن میگوید. او با توصیف ویژگیهای معشوق مانند رخت جنت، رخش، زلف یلدایی و خوی نیکویش، عشق و دلبستگی خود را بیان میکند. همچنین از جور و ستم معشوق و سودایی که در سر دارد، گله میکند اما تأکید میکند که مهرش کاسته نخواهد شد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۴۳ - رخت جنت قدت طوبی است گفتم
رخت جنت قدت طوبی است گفتم
حدیثی خوب و حرف راست گفتم ۱
رخش را چون نگویم روز عید است
که زلفش را شب یلداست گفتم ۲
بگو گفت آنچه نازیباست در من
بجز خویت همه زیباست گفتم ۳
به جانی می خری بوسی ز من گفت
مرا در سر همین سود است گفتم ۴
به تو جور من افزون گر شود گفت
ز تو مهرم نخواهد کاست گفتم ۵
هزارش صید بیش است آن غلط بود
که او صیاد من تنهاست گفتم ۶
مگر دادش دهم ور می دهی داد
رفیق امروز یا فرداست گفتم ۷
حدیثی خوب و حرف راست گفتم ۱
رخش را چون نگویم روز عید است
که زلفش را شب یلداست گفتم ۲
بگو گفت آنچه نازیباست در من
بجز خویت همه زیباست گفتم ۳
به جانی می خری بوسی ز من گفت
مرا در سر همین سود است گفتم ۴
به تو جور من افزون گر شود گفت
ز تو مهرم نخواهد کاست گفتم ۵
هزارش صید بیش است آن غلط بود
که او صیاد من تنهاست گفتم ۶
مگر دادش دهم ور می دهی داد
رفیق امروز یا فرداست گفتم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۲ - به بلا زار و مبتلا که منم
گوهر بعدی:شماره ۲۴۴ - از لطف نمی بینی سویم چه خطا کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.