هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق نافرجام و رنجهای عاطفی خود میگوید. او از بیوفایی معشوق و جفاهایش شکایت دارد و بیان میکند که با وجود وفاداری و فداکاری هایش، تنها با ظلم روبرو شده است. شاعر همچنین به تلاش های بیهوده خود برای یافتن تسلی و در نهایت تسلیم شدن به رنج می اندیشد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق، رنجهای عشق و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. درک کامل این احساسات نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۴۴ - از لطف نمی بینی سویم چه خطا کردم
از لطف نمی بینی سویم چه خطا کردم
جز آنکه جفا دیدم جز آنکه وفا کردم ۱
گفتی ز غمم جایی کردی به کسی شکوه
این حرف کرا گفتم این شکوه کجا کردم ۲
درمان چو نشد حاصل بر مرگ نهادم دل
یکچند دگر گیرم بیهوده دوا کردم ۳
شاید که به صد خاری در خون کشیم آری
عشق چو تو خونخواری انکار چرا کردم ۴
یک عمر جفا دیدم نادیده وفای تو
نالم ز که چون من خود بر خویش جفا کردم ۵
صد دفعه فزون دیدم بیداد و ثنا گفتم
صد بار فزون گفتی دشنام [و] دعا کردم ۶
آواز درا هرگز زین قافله نشنیدم
هر چند رفیق آواز مانند درا کردم ۷
جز آنکه جفا دیدم جز آنکه وفا کردم ۱
گفتی ز غمم جایی کردی به کسی شکوه
این حرف کرا گفتم این شکوه کجا کردم ۲
درمان چو نشد حاصل بر مرگ نهادم دل
یکچند دگر گیرم بیهوده دوا کردم ۳
شاید که به صد خاری در خون کشیم آری
عشق چو تو خونخواری انکار چرا کردم ۴
یک عمر جفا دیدم نادیده وفای تو
نالم ز که چون من خود بر خویش جفا کردم ۵
صد دفعه فزون دیدم بیداد و ثنا گفتم
صد بار فزون گفتی دشنام [و] دعا کردم ۶
آواز درا هرگز زین قافله نشنیدم
هر چند رفیق آواز مانند درا کردم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۳ - رخت جنت قدت طوبی است گفتم
گوهر بعدی:شماره ۲۴۵ - به عالم حاصلی جز غم ندارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.