هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره رنج، تنهایی و دوری از معشوق است. او از دردها و رنجهای خود میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند، حتی اگر این توجه همراه با ترحم یا تنها یک نگاه گذرا باشد. شاعر احساس میکند که از یار و دیار خود دور افتاده و در عذاب است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق، درد و رنج عاشقانه و تنهایی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. درک کامل این احساسات نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۴۷ - پس از کشتن گذاری بر مزارم میتوان کردن
پس از کشتن گذاری بر مزارم میتوان کردن
به لطفی تا قیامت شرمسارم میتوان کردن ۱
به فتراک ارنه میبندی ز ننگ لاغری باری
به تیری ای شکارافکن شکارم میتوان کردن ۲
چو کردی خستهام از درد داغ خویش درمانی
به جان خسته و جسم فگارم میتوان کردن ۳
قرار و صبر چون بردی ز جسم و جان من رحمی
به جان و جسم بیصبر و قرارم میتوان کردن ۴
ترحم گر نخواهی کرد باری گوشهٔ چشمی
به اشک چشم و چشم اشکبارم میتوان کردن ۵
نریزی خون من ای کینهجو اکنون اگر دانی
چهها دیگر به روز و روزگارم میتوان کردن ۶
رفیق از کوی او تا چرخ کردم دور دانستم
که دور از یار و مهجور از دیارم میتوان کردن ۷
به لطفی تا قیامت شرمسارم میتوان کردن ۱
به فتراک ارنه میبندی ز ننگ لاغری باری
به تیری ای شکارافکن شکارم میتوان کردن ۲
چو کردی خستهام از درد داغ خویش درمانی
به جان خسته و جسم فگارم میتوان کردن ۳
قرار و صبر چون بردی ز جسم و جان من رحمی
به جان و جسم بیصبر و قرارم میتوان کردن ۴
ترحم گر نخواهی کرد باری گوشهٔ چشمی
به اشک چشم و چشم اشکبارم میتوان کردن ۵
نریزی خون من ای کینهجو اکنون اگر دانی
چهها دیگر به روز و روزگارم میتوان کردن ۶
رفیق از کوی او تا چرخ کردم دور دانستم
که دور از یار و مهجور از دیارم میتوان کردن ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۶ - چند از دست تو سوزد جان من
گوهر بعدی:شماره ۲۴۸ - بیا ای بت دمی در کعبه از بتخانه مسکن کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.