هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجها و ناامیدیهای خود میگوید که به دلیل عشق یا رفتار معشوق به وجود آمدهاند. او از ریخته شدن خون بیگناهان، از دست رفتن صبرش، و احساس بیعدالتی شکایت میکند و در نهایت از این میپرسد که داد خود را از چه کسی بخواهد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاشقانه، ناامیدی و بیعدالتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'خون ریختن' و 'بیعدالتی' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
شماره ۲۶۷ - شد چو شب روزم سیاه از دست تو
شد چو شب روزم سیاه از دست تو
آه از دست تو آه از دست تو ۱
خون من تنها نمی ریزی که ریخت
خون چندین بی گناه از دست تو ۲
گفتی آهت دمبدم از دست کیست
گه ز دست بخت گاه از دست تو ۳
دست افشان رفتی و بر باد رفت
کوه صبر من چو کاه از دست تو ۴
این چه بیداد است آخر تا به کی
دادخواه و دادخواه از دست تو ۵
از که خواهم داد چون خواهند داد
هم گدا هم پادشاه از دست تو ۶
از نگاهی می بری صد دل رفیق
دل چه سان دارد نگاه از دست تو ۷
آه از دست تو آه از دست تو ۱
خون من تنها نمی ریزی که ریخت
خون چندین بی گناه از دست تو ۲
گفتی آهت دمبدم از دست کیست
گه ز دست بخت گاه از دست تو ۳
دست افشان رفتی و بر باد رفت
کوه صبر من چو کاه از دست تو ۴
این چه بیداد است آخر تا به کی
دادخواه و دادخواه از دست تو ۵
از که خواهم داد چون خواهند داد
هم گدا هم پادشاه از دست تو ۶
از نگاهی می بری صد دل رفیق
دل چه سان دارد نگاه از دست تو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۶ - آن می که هست آّب خضر شرمسار از آن
گوهر بعدی:شماره ۲۶۸ - کس را اگر یاری بود ای یار یاری همچو تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.