هوش مصنوعی: شاعر در این متن از رنج‌ها و ناامیدی‌های خود می‌گوید و امیدوار است که خداوند یا فرد دیگری به او کمک کند. او از بی‌عدالتی و جفای دیگران شکایت دارد و احساس می‌کند که فریادها و ناله‌هایش بی‌فایده بوده‌اند. با این حال، هنوز امید دارد که روزی کسی به دردهایش رسیدگی کند.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و اجتماعی مانند ناامیدی، ظلم و درخواست کمک است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد. درک کامل این مفاهیم نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.

شماره ۲۹۵ - ز تست ما را امید یاری به توست ما را امیدواری

ز تست ما را امید یاری به توست ما را امیدواری
خدا امید ترا برآرد امید ما را اگر برآری ۱

گذشت عمری که هست کارم شبان و روزان فغان و زاری
ز جور یاری که هست کارش بیار خصمی به خصم یاری ۲

گذشت کارم ز کار همدم مجوی درمان مخواه مرهم
چه نفع درمان به درد مهلک چه سود مرهم به زخم کاری ۳

بود که روزی رسی ز راهی به خسته‌جانی کنی نگاهی
نهاده‌ام دل به دردمندی گرفته‌ام خو به خاکساری ۴

به عجز گفتم ترا شود دل به رحم مایل ولی چه حاصل؟
نداد سودی فغان و ناله نکرد کاری خروش و زاری ۵

رفیق با من جفا و جورش نباشد اکنون که هست با من
همیشه شغلش ستیزه‌جویی مدام کارش ستم‌شعاری ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۹۴ - بخشم از من گذر کردی و رفتی
گوهر بعدی:شماره ۲۹۶ - خوش آنکه کشی باده و از خانه برآیی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.