هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد دوری و مهجوری سخن می‌گوید و با توصیف زیبایی‌های معشوق، از رنج‌های خود می‌نالد. او از مستی و شراب به عنوان تسلی‌بخش یاد می‌کند و از معشوق به عنوان طبیب دل‌های شکسته نام می‌برد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و استفاده از استعاره‌های شراب و مستی است که برای مخاطبان با درک ادبی بالاتر مناسب می‌باشد.

شماره ۳۰۵ - به لب رسیده مرا جان ز محنت دوری

به لب رسیده مرا جان ز محنت دوری
فغان ز محنت دوریّ و درد مهجوری ۱

زهی ز طره تو تیره عنبر سارا
زهی ز چهره تو منفعل گل سوری ۲

ز پرده مست برآ تا کنند زاهد و شیخ
بدل به جامه مستی لباس مخموری ۳

طبیب من تو که چون یوسف از تو بس زن و مرد
نجات یافته از رنج پیری و کوری ۴

چه حالتست که از تو نصیب و قسمت من
همیشه خستگی است و مدام رنجوری ۵

رفیق را لب میگون و نرگس مستت
بود می عنبیّ و شراب انگوری ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۱۷۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۰۴ - از آن در سینه از من کینه داری
گوهر بعدی:شماره ۳۰۶ - ز می نام و نشان تا هست باقی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.