هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق، مینوشی، و فراق سخن میگوید. شاعر از زیباییهای اصفهان، شیرینی می شیرازی، و درد فراق یاد میکند و بیان میکند که در غم عشق، تنها غزلهای فراق میسراید.
رده سنی:
16+
متن شامل اشاره به مصرف شراب و مفاهیم عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب باشد.
شماره ۳۰۶ - ز می نام و نشان تا هست باقی
ز می نام و نشان تا هست باقی
من و میخانه و مینا و ساقی ۱
خوشست از دست خوبان صفاهان
می شیرازی و رطل عراقی ۲
علاج تلخکامان چون ندارند
نکورویان به این شیرین مذاقی ۳
به غیر من ترا مهر و وفا چند
بود آن دایمی این اتفاقی ۴
چو در کوی توام ره نیست گردد
میسر با توام چون هم وثاقی ۵
رفیق از فرقت جانان ازین پس
نگوید جز غزلهای فراقی ۶
من و میخانه و مینا و ساقی ۱
خوشست از دست خوبان صفاهان
می شیرازی و رطل عراقی ۲
علاج تلخکامان چون ندارند
نکورویان به این شیرین مذاقی ۳
به غیر من ترا مهر و وفا چند
بود آن دایمی این اتفاقی ۴
چو در کوی توام ره نیست گردد
میسر با توام چون هم وثاقی ۵
رفیق از فرقت جانان ازین پس
نگوید جز غزلهای فراقی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۱۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۵ - به لب رسیده مرا جان ز محنت دوری
گوهر بعدی:شماره ۳۰۷ - اگر رود سر من چون حباب بر سر می
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.