هوش مصنوعی:
این شعر به موضوعات عشق، وفاداری، رنجهای عاشقانه و بیوفایی میپردازد. شاعر از بیتوجهی معشوق و ناآگاهی او از دردهای عاشق شکایت میکند و وفاداری خود را در مقابل بیوفایی معشوق قرار میدهد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد یا باعث سردرگمی آنها شود.
شماره ۳۱۱ - جفاکاری تو یارا جز جفاکاری چه میدانی؟
جفاکاری تو یارا جز جفاکاری چه میدانی؟
طریق یاری، آیین وفاداری چه میدانی؟ ۱
به یاری دل ندادی هرگز از نامهربانیها
طریق مهربانی شیوهٔ یاری چه میدانی؟ ۲
نه در قیدی اسیری و نه در دامی گرفتاری
غم و درد اسیری و گرفتاری چه میدانی؟ ۳
ز کس نام وفا ای بیوفا هرگز چو نشنیدی
چه میدانی وفاداری؟ وفاداری چه میدانی؟ ۴
من از درد تو رنجورم، من از داغ تو بیمارم
تو رنجوری چه میفهمی؟ تو بیماری چه میدانی؟ ۵
به مهد ناز شبها کاینچنین آسوده در خوابی
بلا و محنت شبها و بیداری چه میدانی؟ ۶
رفیق از جور جانان گر به زاری میسپاری جان
ز جانان دوری از دلدار بیزاری چه میدانی؟ ۷
طریق یاری، آیین وفاداری چه میدانی؟ ۱
به یاری دل ندادی هرگز از نامهربانیها
طریق مهربانی شیوهٔ یاری چه میدانی؟ ۲
نه در قیدی اسیری و نه در دامی گرفتاری
غم و درد اسیری و گرفتاری چه میدانی؟ ۳
ز کس نام وفا ای بیوفا هرگز چو نشنیدی
چه میدانی وفاداری؟ وفاداری چه میدانی؟ ۴
من از درد تو رنجورم، من از داغ تو بیمارم
تو رنجوری چه میفهمی؟ تو بیماری چه میدانی؟ ۵
به مهد ناز شبها کاینچنین آسوده در خوابی
بلا و محنت شبها و بیداری چه میدانی؟ ۶
رفیق از جور جانان گر به زاری میسپاری جان
ز جانان دوری از دلدار بیزاری چه میدانی؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۰ - جفاکارا به یاران جز جفا کاری نمیدانی
گوهر بعدی:شماره ۳۱۲ - تو نامهربان مه همانی که بودی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.