هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از رنجهای عاشقانه و بیوفایی معشوق میگوید. او از این که معشوقش او را رها کرده و به دیگران روی آورده، شکایت دارد. شاعر احساس تنهایی و آوارگی میکند و از این که معشوق با رقیبانش همراه شده، دلشکسته است. او همچنین به مقایسه خود با شخصیتهای افسانهای مانند مجنون و شیرین میپردازد که برای عشق خود رنج کشیدند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل موضوعات عاشقانه پیچیده، احساسات عمیق و اشاره به رنجهای عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اشارههای ادبی ممکن است برای درک کامل، نیاز به بلوغ فکری بیشتری داشته باشد.
شماره ۳۱۳ - برای مدعی ترک من ای پیمان شکن کردی
برای مدعی ترک من ای پیمان شکن کردی
ترا گفتم که ترک مدعی کن ترک من کردی ۱
سرای غیر را عشرتسرا کردی به وصل خود
مرا از فرقت خود ساکن بیت الحزن کردی ۲
مرا پروانه سان آتش زدی در جان و آن رخ را
که ماه محفل من بود شمع انجمن کردی ۳
شکستی در دل من خار رشک و با رقیب من
به گشت گلستان رفتی و گلگشت چمن کردی ۴
سخن با غیر می گفتی بریدی چون مرا دیدی
چه می گفتی که چون دیدی مرا قطع سخن کردی ۵
مرا تنها نکردی در جهان آواره، خلقی را
جدا از کشور خود ساختی دور از وطن کردی ۶
به دشت محنت و کوه بلا بس بی دل و دین را
چو لیلی ساختی مجنون چو شیرین کوهکن کردی ۷
نکویارا نوآئین دلبرا از بهر یار نو
نکو کردی که ترک یاری یار کهن کردی؟ ۸
رفیق بینوا را ساختی با درد و غم همدم
رقیبان دغا را همنشین خویشتن کردی ۹
ترا گفتم که ترک مدعی کن ترک من کردی ۱
سرای غیر را عشرتسرا کردی به وصل خود
مرا از فرقت خود ساکن بیت الحزن کردی ۲
مرا پروانه سان آتش زدی در جان و آن رخ را
که ماه محفل من بود شمع انجمن کردی ۳
شکستی در دل من خار رشک و با رقیب من
به گشت گلستان رفتی و گلگشت چمن کردی ۴
سخن با غیر می گفتی بریدی چون مرا دیدی
چه می گفتی که چون دیدی مرا قطع سخن کردی ۵
مرا تنها نکردی در جهان آواره، خلقی را
جدا از کشور خود ساختی دور از وطن کردی ۶
به دشت محنت و کوه بلا بس بی دل و دین را
چو لیلی ساختی مجنون چو شیرین کوهکن کردی ۷
نکویارا نوآئین دلبرا از بهر یار نو
نکو کردی که ترک یاری یار کهن کردی؟ ۸
رفیق بینوا را ساختی با درد و غم همدم
رقیبان دغا را همنشین خویشتن کردی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۲ - تو نامهربان مه همانی که بودی
گوهر بعدی:شماره ۳۱۴ - چنان گشته ام ناتوان از جدایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.