هوش مصنوعی: متن بالا یک شعر عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از معشوق خود می‌خواهد که روی خود را به سوی او برگرداند، از جفاهایش دست بردارد و به او توجه کند. شاعر ابراز می‌کند که حتی پس از مرگ نیز آرزوی دیدار معشوق را دارد و از او می‌خواهد که زندگی و خانه‌اش را با حضور خود نورانی کند. همچنین، شاعر به عشق الهی و صبر در برابر سختی‌ها اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار باشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به تفسیر و دانش ادبی دارند که برای سنین پایین مناسب نیست.

شماره ۲۹۹ - که گفتت تا بدین غایت شها روی از گدا گردان

که گفتت تا بدین غایت شها روی از گدا گردان
ز بی رایی بگردان خوی و رویی سوی ما گردان ۱

تماشای ترا بر کشته ی خویش آرزو دارم
بیا وین یک تمنا را پس از مرگم روا گردان ۲

رخی بنما که سیمای ترا پایم ثنا گستر
قدی بر کش که بالای ترا گردم بلا گردان ۳

یکی درخانقه باز آی و پیر پاک دامان را
به تن پیراهن تقوی گریبان وش قبا گردان ۴

نگردانم دل از مهرت به کاوش های پی درپی
به طر آزمون یک چند کیش خود جفا گردان ۵

جفا نیز ار نرانی دوستت دارم بحمدالله
ور این باور نمی داری شمار خود وفا گردان ۶

ز چهر گلشن آرا خانه ام خلد برین آور
ز لعل روح بخشا کلبه ام دار الشفا گردان ۷

به قرب و بعد از رایت نتابم رو ولی گفتم
که صبرم از خدا در خواه یا دردم دوا گردان ۸

نعیم آخرت از دیگران ما را بس این مینو
بیا بزم صفایی را زرخ دار الصفا گردان ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۹۸ - صرف شد عمر گرانمایه به جمع زر و سیم
گوهر بعدی:شماره ۳۰۰ - الهی خاطرم فارغ ز قید ماسوا گردان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.