درباره صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی» نام گذاشت. میرزا احمد تحصیلات مقدماتى را در زادگاهش فراگرفت و سپس نزد پدر و برادرش (میرزا اسماعیل هنر) به تکمیل معلومات خود پرداخت. صفایى جندقى پس از سفرهایى به سمنان و تهران، روستاى جندق را براى اقامت برگزید و تا پایان عمر در همانجا از راه کشاورزى و دامدارى به امرار معاش پرداخت. صفایى جندقى در مدت حیات خود چهار همسر برگزید و از آنان داراى بیست فرزند شد که برخى از آنان اهل ادب و هنر بودند: محمدحسن کیوان ملقب به عمادالشعراء، میرزا محمدحسین متخلص به «فرهنگ» و متولد ۱۲۶۹ ه.ق، میرزا ابوالقاسم وفایى ادیب و خوشنویس و میرزا عبدالکریم که اغلب نسخه‌هاى دیوان صفایى جندقى به خط اوست. محمدحسن کیوان، فرزند ارشد صفایى جندقى از جانب ظل‌السلطان (حاکم اصفهان) به «عمادالشعراء» ملقب شده و در شعر از تخلص «خرد» استفاده مى‌کرده و منظومهٔ هزار و یکشب او حاوى داستان‌هاى نو و ابتکارى است و همو در شمار نخستین شاعرانى است که براى کودکان نیز شعر مى‌سروده‌است. فرزند او میرزا فتح‌الله مشهور به «کیوان ثانى» از شاعران منطقۀ بیابانک بوده و در شعر «پرویز» تخلص مى‌کرده‌است.
دیوان چاپى صفایى جندقى شامل غزلیات، انابت‌نامه، رباعیات انابیه، رباعیات عاشقانه، ماده تاریخ‌ها، مراثى عاشورایى در ۱۱۴ بند، مثنوى «رقیه‌نامه» حاوى ۳۱۵ بیت، نوحه‌ها و ترجیع‌بند است که با تصحیح آقاى سید على آل داود توسط چاپ و انتشارات آفرینش در سال ۱۳۷۰ چاپ و منتشر شده‌است.

آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
شماره ۱ - فلک سرگشته تر گردد که با ما شماره ۲ - مر‌‌‌ا دل خسته تر باید ز خارا شماره ۳ - کنون کز ملامت تو را نیست پروا شماره ۴ - اگر رخ تو بدین دست دلبری کندا شماره ۵ - اگر جفاست تلافی به مذهب تو وفا را شماره ۶ - زنهار الا یار دلازار خدا را شماره ۷ - به نیم پرده که برداشت روی زیبا را شماره ۸ - ز یار دیده بدوز ای نظر تماشا را شماره ۹ - ندارم فرصت از شوق گرفتاری تماشا را شماره ۱۰ - میسر نیست آزادی ز تنها غیر تنها را شماره ۱۱ - شهره نه از عشق ما حدیث تو یارا شماره ۱۲ - به نام آنکه روان آفرید تن ها را شماره ۱۳ - رو ترش ار کنی همی محتملم عتاب را شماره ۱۴ - آن کز جفا آموخت رسم و ره بیداد را شماره ۱۵ - ای آتش از رخت به درون لاله زار را شماره ۱۶ - مردم عوض اشک فتد دیده ی تر را شماره ۱۷ - آن کآفرید روز اول اشتیاق را شماره ۱۸ - بهار آمد صبا زد چاک پیراهن به بر گل را شماره ۱۹ - الا ای باغبان بگذار یا بلبل دمی گل را شماره ۲۰ - کنون که سایهٔ تیغ تو بر سر است مرا شماره ۲۱ - بس که دشنام دهی چون شنوی نام مرا شماره ۲۲ - گر بدین سان اشک بارد دیده در دامان مرا شماره ۲۳ - گر به سودای محبت رفت در پا جان مرا شماره ۲۴ - به چنگ اگر کنم آن گیسوان پر خم را شماره ۲۵ - اگر بهم زنم از گریه چشم پر نم را شماره ۲۶ - الهی مهربان کن دلبر نامهربانم را شماره ۲۷ - عشق توگرفت جای جان را شماره ۲۸ - بیا به چشم تماشا کن اشکباران را شماره ۲۹ - بر آن سرم که نهم سر به پای جانان را شماره ۳۰ - دهد هرچشمی به وجهی طلعت جانانه را شماره ۳۱ - بنده ی خاک درم عالم ربانی را شماره ۳۲ - نگارم گر نکو دانسته رسم دلستانی را شماره ۳۳ - گدای کوی تو کی خواست پادشایی را شماره ۳۴ - مطرب خوش نوا دمی نای غزل سراگشا شماره ۳۵ - در عهد غیر دلبر پیمان گسست ما شماره ۳۶ - پیمان به پا فکنده ونالی ز دست ما شماره ۳۷ - بگذر صبا به بزم جفا کرده یار ما شماره ۳۸ - در پی وصل جفا جوی ستم پاره ی ما شماره ۳۹ - جور است اگرتلافی مهر و وفای ما شماره ۴۰ - ای در دلم زکاوش عشق تو خارها شماره ۴۱ - مشاطهٔ زیبایی آراسته چنبرها شماره ۴۲ - علی‌الصباح چه گل‌ها که در گلستان‌ها شماره ۴۳ - چاره ی اندوه را ساقی نبینم جز شراب شماره ۴۴ - لعل یار ار نبود لعل مذاب شماره ۴۵ - دل چو پر خون شد بدو دادم به قصدی ناصواب شماره ۴۶ - برای صبا به یارم امشب شماره ۴۷ - ترک کاوش کرد کیوان کوکب آمد یارم امشب شماره ۴۸ - به توصیف تو از فرط صباحت شماره ۴۹ - نگارینا تو با چندین ملاحت شماره ۵۰ - چو بخت از کین اختر غافلم ساخت شماره ۵۱ - نه جان از طعن تیغم آن قدر سوخت شماره ۵۲ - غمت بر تابه ی عشقم چنان سوخت شماره ۵۳ - قضا چنانکه ترا طرز دلبری آموخت شماره ۵۴ - دلی در آتش عشقت سمندری آموخت شماره ۵۵ - دل از کسی نرباید بتم به جور و جلادت شماره ۵۶ - خورشید تو رشک آفتاب است شماره ۵۷ - ترا تا ساقی مجلس رقیب است شماره ۵۸ - به هجرم صبح روشن شام تار است شماره ۵۹ - مرا امروز اختر سازگار است شماره ۶۰ - تا فتنه ی قامت توبرخاست شماره ۶۱ - نوشین لب یاقوتیش ار لعل مذاب است شماره ۶۲ - قتل عشاق نه از عارض او بیداد است شماره ۶۳ - مرا بس شکرها از کردگار است شماره ۶۴ - مرا چون تو یاری غم گسار است شماره ۶۵ - چه بسته ای که به بند وفا گرفتار است شماره ۶۶ - نه سر ز تیغ تو تنها بریدنم هوس است شماره ۶۷ - در بزم عشق باده سرشک روان خوش است شماره ۶۸ - تا صید تو شد مرغ مرا بال وبال است شماره ۶۹ - با ساقی و مطرب همه را کار به کام است شماره ۷۰ - آن باده که در ملت اسلام حرام است شماره ۷۱ - گرچشم تو فتنه زمان است شماره ۷۲ - آن نه ابروی و این نه مژگان است شماره ۷۳ - مژده ای دل که روز قربان است شماره ۷۴ - به جای دوستی ار دشمنی سزای من است شماره ۷۵ - مرا درد از شکیبایی فزون است شماره ۷۶ - گرنه در خورد یار دیرین است شماره ۷۷ - لبت از بس لطیف و شیرین است شماره ۷۸ - خون به رخسارم از جهان بین است شماره ۷۹ - سرخوشم با لبت که نوشین است شماره ۸۰ - گر چه این فن خلاف آیین است شماره ۸۱ - روشن شب عالمی ز ماه است شماره ۸۲ - شادم که شمارم اشک وآه است شماره ۸۳ - سوای دل که به ترک تو مایل افتاده است شماره ۸۴ - انجام عمر ما را آغاز عشق بازی است شماره ۸۵ - غم بی تو مرا ز زندگانی است شماره ۸۶ - کاهش ما هجر غم افزای تست شماره ۸۷ - اگر مرا سر و جانی بود برای تو هست شماره ۸۸ - تاب دلم ار تو را عیان نیست شماره ۸۹ - ماهی که به رخ نگار مانی است شماره ۹۰ - گر نه به دل هر نگهت خنجری است شماره ۹۱ - هرکه یک دل به خطا درخم گیسوی تو بست شماره ۹۲ - از جان و سر دریغ ندارم به پای دوست شماره ۹۳ - با دو ابروی توام بر دل شمشیر چیست شماره ۹۴ - دفع غم را ساقیا جز جام می تدبیر چیست شماره ۹۵ - تا غایبی تو اهل صفا را حضور نیست شماره ۹۶ - زاهد مرا که بی می و شاهد حضور نیست شماره ۹۷ - سری کاینجا چو دامان در قدم نیست شماره ۹۸ - از عشق تنی که ناتوان نیست شماره ۹۹ - در هجر توام سری به جان نیست شماره ۱۰۰ - سگی به از من سرگشته پاسبان تو نیست شماره ۱۰۱ - کدام دل که نه آسیمه سر برای تو نیست شماره ۱۰۲ - گناه عاشق و معشوق را عقابی نیست شماره ۱۰۳ - دریغا کز دلازاری بری نیست شماره ۱۰۴ - بر مهر تو مه را مشتری نیست شماره ۱۰۵ - آن دل که بر او ناله ما را اثری نیست شماره ۱۰۶ - ز نقص سروکش از برگ و بر کمالی نیست شماره ۱۰۷ - بیا ساقی دمی کم همدمی نیست شماره ۱۰۸ - جز کلبه ی عشاق تو بیت الحزنی نیست شماره ۱۰۹ - دور پیمانه را بقایی نیست شماره ۱۱۰ - گرم به قهر کشی با هزار طوع و اطاعت شماره ۱۱۱ - به کوی خویش مترسانم از رسیدن آفت شماره ۱۱۲ - یار از چهره چون نقاب گرفت شماره ۱۱۳ - دامنم ز اشک دیده آب گرفت شماره ۱۱۴ - خجلت مشتری آن مه ره بازار گرفت شماره ۱۱۵ - یار در طرف چمن پرده ز رخسارگرفت شماره ۱۱۶ - صفایی مگر ز نو نگاری دگر گرفت شماره ۱۱۷ - نقاب از تمام رخ بتی شوخ برگرفت شماره ۱۱۸ - قیامت از چه ترا گفته اند در قد و قامت شماره ۱۱۹ - قیامت خوانمت بهر چه قامت شماره ۱۲۰ - گر به خواری خون من ریزد به خاک آستانت شماره ۱۲۱ - هر که آید به سیر جولانت شماره ۱۲۲ - سزاوارم به هجران گر به چنگ آید گریبانت شماره ۱۲۳ - شب وصلت نخواهم روز از آن رو زلف فتانت شماره ۱۲۴ - تا نگردم غبار جولانت شماره ۱۲۵ - به پای بوس توام دست و دل ز کار شد آوخ شماره ۱۲۶ - با غم عشق تو مرا کار باد شماره ۱۲۷ - بیدلی را چوتودلدار مباد شماره ۱۲۸ - آنگونه سرشکم به غمت پرده در افتاد شماره ۱۲۹ - مرا سودای جانان بر سر افتاد شماره ۱۳۰ - دردا که ز دوران به غم خویشتن افتاد شماره ۱۳۱ - عشقی که به سوز و ساز گردد شماره ۱۳۲ - مسلسل زلف مشکین گرد آن رخسار می‌گردد شماره ۱۳۳ - از آن دو زلف پریشان که خم به خم دارد شماره ۱۳۴ - چون یار سخن راند وز نطق شکر بارد شماره ۱۳۵ - مقابل مه ما مشتری کمال ندارد شماره ۱۳۶ - گردون ماهی جوان ندارد شماره ۱۳۷ - کس ره به دیار جان ندارد شماره ۱۳۸ - آن پیر نه دل که جان ندارد شماره ۱۳۹ - مرا خود از سر کوی تو ترسم آب برد شماره ۱۴۰ - دلا خواهی توجه با خدا کرد شماره ۱۴۱ - ندانم خویش کردم یا قضا کرد شماره ۱۴۲ - صبا یک عقده از جعد تو وا کرد شماره ۱۴۳ - قلم تا سر ز سودای تو درکرد شماره ۱۴۴ - سروقامت قیام دیگر کرد شماره ۱۴۵ - عشقم از اشک و رخ توانگر کرد شماره ۱۴۶ - که جز من کاشکم اینسان دربدر کرد شماره ۱۴۷ - دردا که اشک خون به رخم کشف راز کرد شماره ۱۴۸ - کس نیست کش از قصه ی دل راز توان کرد شماره ۱۴۹ - صفایی از سر کویت چوعزم بیرون کرد شماره ۱۵۰ - نه او روزی دو، ترک بد سری کرد شماره ۱۵۱ - بحمدالله که کوکب یاوری کرد شماره ۱۵۲ - صفایی از سر کوی تو کی سفر می کرد شماره ۱۵۳ - خلاف عادت اگر چرخ یاوری می کرد شماره ۱۵۴ - سحرگهان که صبا نافه گستری می کرد شماره ۱۵۵ - کس ار به دیده ی دل در نگار ما نگرد شماره ۱۵۶ - چو ترک چشم تو ز ابروی خود کمان گیرد شماره ۱۵۷ - بخت بد کآخر دمم شمشیر زد شماره ۱۵۸ - دل ازجراحت تیغم نه آن قدر سوزد شماره ۱۵۹ - تیر عشق تو بهر دل نرسد شماره ۱۶۰ - بی تکلف دل ندارد هر که دلدارش نباشد شماره ۱۶۱ - کس را چه تمنا که خریدار تو باشد شماره ۱۶۲ - آن را که دو صد چشم بر انعام تو باشد شماره ۱۶۳ - غم نیست دلی را که در او جای تو باشد شماره ۱۶۴ - خیال هر دو جهان هرچه جز هوای تو باشد شماره ۱۶۵ - دوش ازغم ما را دانی چگونه سر شد شماره ۱۶۶ - مرا این مایه رسوایی مگر از دیده یا دل شد شماره ۱۶۷ - تا جان به هوای دلبر آمد شماره ۱۶۸ - جانم از سینه به حسرت چوگلوگیر آمد شماره ۱۶۹ - گفتم آخر ز چه برعهد تو بنیاد نماند شماره ۱۷۰ - ای گرفتار به سودای تو آزادی چند شماره ۱۷۱ - هر که زین دور میسر شودش کامی چند شماره ۱۷۲ - باده از خم به قدح ریز که با جامی چند شماره ۱۷۳ - امان نداد جدایی مرا زمانی چند شماره ۱۷۴ - فغان که نیست مرا در دهان زبانی چند شماره ۱۷۵ - ز چاک سینه اگر بر کشم فغانی چند شماره ۱۷۶ - داشت وجهی که ندادند ترا جانی چند شماره ۱۷۷ - نیست در صومعه جز معنی حیوانی چند شماره ۱۷۸ - به زلف جستم از آن دو خط گریز گاهی چند شماره ۱۷۹ - برس به داد دل ما که پادشاهی چند شماره ۱۸۰ - ستاده بر سر راه تو دادخواهی چند شماره ۱۸۱ - بتان شهر ز ما هر زمان که یاد آرند شماره ۱۸۲ - باید دلی که درک معانی کند ز پند شماره ۱۸۳ - چون بگسلم نه زلف توکز هر شکنج و بند شماره ۱۸۴ - عقل را گیسوی لیلی طلعتان مجنون کند شماره ۱۸۵ - اگر سرشک منت خاک راه تر نکند شماره ۱۸۶ - گر مهم چو مهر ز آن جمال و چهر با شروط مهر دلبری کند شماره ۱۸۷ - گل رخان کز خار مژگان دم به دم خنجر زنند شماره ۱۸۸ - اگر یک چندم از دل برگشایند شماره ۱۸۹ - عقل اگر حلقه ی زلف زره آسای تو بیند شماره ۱۹۰ - چشم معنی نگر عارف اگر روی تو بیند شماره ۱۹۱ - شرع در خون رود ار قامت دلجوی تو بیند شماره ۱۹۲ - مرغ دل از قید غم های جهان آزاد بود شماره ۱۹۳ - به بزمم دوش حورا پیکری بود شماره ۱۹۴ - به مینو منظری دوشم سری بود شماره ۱۹۵ - در دلم هر لحظه صد سودای باطل می‌رود شماره ۱۹۶ - روی زمین ز گریه ی من گر شمر شود شماره ۱۹۷ - رفت و دل رفت ز ره کز پی آن ماه شود شماره ۱۹۸ - جز از لب جانانه که چندین شکر آید شماره ۱۹۹ - نکهت نافه ز انفاس نسیم سحر آید شماره ۲۰۰ - با حضور تو به لب جانم از آن دیرآید شماره ۲۰۱ - مگو دل ها به طراری رباید شماره ۲۰۲ - ازین پس دور من چندی نپاید شماره ۲۰۳ - هزار کام ز لعل تو یک دقیقه برآید شماره ۲۰۴ - ستم گری که جفا کیش اوست دل برباید شماره ۲۰۵ - چشم و ابرویش به قهرم دل رباید شماره ۲۰۶ - بر تو از دست صبا شام و سحر غیرتم آید شماره ۲۰۷ - صاحب دلی به سیر کمانت نظر نکرد شماره ۲۰۸ - نیست حاجت که دل از دست کسی او برباید شماره ۲۰۹ - هر دمت کز مژه بر سینه ی من تیر نیاید شماره ۲۱۰ - یک نظر از دیده ی ماروت دید شماره ۲۱۱ - هرکه دلاویزی گیسوت دید شماره ۲۱۲ - کار خونریزی لعلت چو به فرجام رسید شماره ۲۱۳ - آوخ که یار برسر این ناتوان رسید شماره ۲۱۴ - چون صبح عید هفتم ماه رجب رسید شماره ۲۱۵ - فقیه شهر که سجاده ها برآب کشید شماره ۲۱۶ - در آغاز پیری و انجام کار شماره ۲۱۷ - مرا هست امشب بتی درکنار شماره ۲۱۸ - رفت وگریم در رکابش زار زار شماره ۲۱۹ - در این انجام عمر و آخر کار شماره ۲۲۰ - رسد چندانکه از ترکانم آزار شماره ۲۲۱ - ز خوبان جز تو ای ترک ستمکار شماره ۲۲۲ - در گلستان رخ ار گشاید بار شماره ۲۲۳ - دست عشقم گشود جایی بار شماره ۲۲۴ - هر شب از یاد زلف و طره ی یار شماره ۲۲۵ - با صبا همره است نکهت یار شماره ۲۲۶ - تن از تیمار عشقم مانده بیمار شماره ۲۲۷ - هزار چون تو و من مانده محو طلعت یار شماره ۲۲۸ - ز صد ملک جم این جام خوشتر شماره ۲۲۹ - بنگر به تیره روزی من در شمار هجر شماره ۲۳۰ - مرا که نیست به جز خون دل شراب دگر شماره ۲۳۱ - مرا نشان نظر باشد از نگار دگر شماره ۲۳۲ - به پاس عشق مرا هردم از وفای دگر شماره ۲۳۳ - حرف ها از خون دل خوش بر زبان آورده باز شماره ۲۳۴ - باشد از آنروز طالعم فیروز شماره ۲۳۵ - روان تسلیم دلبر دارم امروز شماره ۲۳۶ - بیا ساقی عرق در جام زر ریز شماره ۲۳۷ - دلا در عشق او رنگ دگر ریز شماره ۲۳۸ - ای دوست سرگذشت من از اهل راز پرس شماره ۲۳۹ - در رهش جان دادم اما هرکه دلبر بایدش شماره ۲۴۰ - عاشق اول هدیه ای کز بهر جانان بایدش شماره ۲۴۱ - به دستی برد از جا پای صبرم شوق دیدارش شماره ۲۴۲ - نگر مژگان و اشکم لوحش الله عشق و گلزارش شماره ۲۴۳ - ز مهرم خوب تر آن مهر مهوش شماره ۲۴۴ - خیال خیل خالم نیست با زلف زره فامش شماره ۲۴۵ - نهادی بر دلم دردی که درماندم به درمانش شماره ۲۴۶ - دلم پیوست به ایشان در آن زلف و زنخدانش شماره ۲۴۷ - گرفتم چون تو سروی را قبا پوش شماره ۲۴۸ - به پایان رفت در بزمت مرا دوش شماره ۲۴۹ - به ترک مست تو دستی رها کنم دل خویش شماره ۲۵۰ - نهی مرهم به زخمم یا کنی ریش شماره ۲۵۱ - به پای تا سر تسلیم سودمت برخاک شماره ۲۵۲ - باغبان را بودی ار مغزی به سر بر جای خاک شماره ۲۵۳ - کاش مغزی داشتی تا جای خاک شماره ۲۵۴ - دلم از قید آن مشکین حمایل شماره ۲۵۵ - منتی دارم به یاران کز بس افغان کرده ام شماره ۲۵۶ - جاودان دولت بیدار به دیدار تو یابم شماره ۲۵۷ - به مهر روی ماهی عهد بستم شماره ۲۵۸ - دیده و دل تا به عقد گوهر و لعل تو بستم شماره ۲۵۹ - قبولم کن که لالای تو گردم شماره ۲۶۰ - ز میر کعبه زرقی چند دیدم شماره ۲۶۱ - به عهد بتان اعتباری ندیدم شماره ۲۶۲ - وفا و حسن در یاری ندیدم شماره ۲۶۳ - از سرو سخنوری ندیدم شماره ۲۶۴ - به دل نوید وفا دادم و جفا ز تو دیدم شماره ۲۶۵ - ترا تا از دو عالم برگزیدم شماره ۲۶۶ - من اول ره که رفتار تو دیدم شماره ۲۶۷ - ز دل یک ناله در دام تو ای صیاد نشنیدم شماره ۲۶۸ - تنی جز خاطر لیلی به غم دلشاد نشنیدم شماره ۲۶۹ - بنامیزد بتی عیار دارم شماره ۲۷۰ - تعالی الله یکی دلدار دارم شماره ۲۷۱ - به گردون رشته تا زان دو زلف پر شکن دارم شماره ۲۷۲ - به دست اگر چه متاعی به جز گناه ندارم شماره ۲۷۳ - تار گیسوی تو برگردن دل سلسله دارم شماره ۲۷۴ - ندانمش که به گردون چگونه بگذارم شماره ۲۷۵ - وفای عهد راجاوید اگر مانم نگه دارم شماره ۲۷۶ - چنان خیال تو انگیخت چاره در نظرم شماره ۲۷۷ - ساقی بریز باده ی صافی به ساغرم شماره ۲۷۸ - باخاک ره اگر فلک آرد برابرم شماره ۲۷۹ - چرا به دوش بود منتی ز باده فروشم شماره ۲۸۰ - دهی بشارت کوثر گر از زبان سروشم شماره ۲۸۱ - به فر دوستی از افترای خصم چه باکم شماره ۲۸۲ - خواهم از شوق زنم بوسه مکرر به دهانم شماره ۲۸۳ - دوش از آن باده که پیمود بطی جانانم شماره ۲۸۴ - به لب رسید به جانان رسید تا جانم شماره ۲۸۵ - گر بود قابل قربان قدومت جانم شماره ۲۸۶ - آن روز و شب به کام که من با تو سر کنم شماره ۲۸۷ - تا نمیرم کی ز افغان چاره ی هجران کنم شماره ۲۸۸ - تا سیر سرو و سوری آن سیم تن کنم شماره ۲۸۹ - سرشک دیده اگر رشک آب جو نکنم شماره ۲۹۰ - ای دل امشب چاره هجران به مردن می کنم شماره ۲۹۱ - بیا ساقی بپیما ساغری زان صاف گلگونم شماره ۲۹۲ - حاضر و غایب مگو خداست گواهم شماره ۲۹۳ - سیه مستی فراز آمد به راهم شماره ۲۹۴ - راندی آخر چون سگ از درگاه خود با خواریم شماره ۲۹۵ - ساقی امشب ز تو ما چشم نگاهی داریم شماره ۲۹۶ - من و یار ار همی باشیم با هم شماره ۲۹۷ - گشودی طلعت از گیسوی درهم شماره ۲۹۸ - صرف شد عمر گرانمایه به جمع زر و سیم شماره ۲۹۹ - که گفتت تا بدین غایت شها روی از گدا گردان شماره ۳۰۰ - الهی خاطرم فارغ ز قید ماسوا گردان شماره ۳۰۱ - به جز خار جفا زین گل عذاران شماره ۳۰۲ - بیا بنگر سرشک اشکباران شماره ۳۰۳ - الا ماهم الا یارم الا جان شماره ۳۰۴ - غمت گرفت فضای دلم چنان که در آن شماره ۳۰۵ - شب و روز از غمت در باغ و زندان شماره ۳۰۶ - به زندان بلا آونگ هجران شماره ۳۰۷ - از آن طره ی مشکفام جانان شماره ۳۰۸ - دردمندیم و دوای خویشتن شماره ۳۰۹ - بست زاهد از ردای خویشتن شماره ۳۱۰ - وه که نگذاری به جای خویشتن شماره ۳۱۱ - نه از دلبر توان دل برگرفتن شماره ۳۱۲ - مرا خوشتر ز جام عشق خوناب جگر خوردن شماره ۳۱۳ - مرا چون شمع هرشب سوختن و آنگه سحر مردن شماره ۳۱۴ - لبی زان لعل جان پرور کشیدن شماره ۳۱۵ - مرا یک دم ز لعلت در کشیدن شماره ۳۱۶ - نه از حکمت توانم سر کشیدن شماره ۳۱۷ - دست را تا دارم امیدی به دامانت رسیدن شماره ۳۱۸ - هر شبم چون شمع در بزمت به زاری سر بریدن شماره ۳۱۹ - نگویم با من از روی حقیقت دوست داری کن شماره ۳۲۰ - الهی نفس را من چاره نتوانم تو یاری کن شماره ۳۲۱ - یک ره ای صبا سوی یار من، بگذر و بگو کای نگار من شماره ۳۲۲ - اگر چه دور به فرسنگ هایی از برمن شماره ۳۲۳ - یک رشحه از تراوش لعلت به کام من شماره ۳۲۴ - از دست برد دین و دل ار دلستان من شماره ۳۲۵ - رفت در پا از سر زلفش دل مفتون من شماره ۳۲۶ - در کیش عشق گرنه مرض شد شفای من شماره ۳۲۷ - آن گوی چوگان آزما چاه است یا سیمین ذقن شماره ۳۲۸ - تعالی الله چه سیمین غبغب است این شماره ۳۲۹ - خسرو پرویز گو در آتش ما بین شماره ۳۳۰ - برد عیبم به دشمن یاریش بین شماره ۳۳۱ - جائی که دل مریض و تو گردی طبیب او شماره ۳۳۲ - مسکین کجا رود به شکایت ز دست تو شماره ۳۳۳ - سر را نه دولتی که سپارم به پای تو شماره ۳۳۴ - تا جان و سر فدا نکنم در وفای تو شماره ۳۳۵ - بود فروغ چشم و دل صحبت جان فزای تو شماره ۳۳۶ - دلم در قید آن زنجیر گیسو شماره ۳۳۷ - گسستن کی توانم زان دو گیسو شماره ۳۳۸ - در تب و تیمار هجر همچو پر کاه شماره ۳۳۹ - به طور عم خون بریزی یا به اکراه شماره ۳۴۰ - بیاکه این شب هجران ز بس دراز و سیاه شماره ۳۴۱ - دیگر شدم اسیر نگاری به یک نگاه شماره ۳۴۲ - چو اختیار به دست من و تو داد اله شماره ۳۴۳ - پس از این سنگ به ساغر زنم ان شاء الله شماره ۳۴۴ - عقلم از آن چه برد بو قصه ی عشق یار به شماره ۳۴۵ - از توچون نام برم کز دهن آلوده شماره ۳۴۶ - چون کنم یاد توای دوست من آلوده شماره ۳۴۷ - زیر رخش آن گردن سیمین کشیده شماره ۳۴۸ - دوش مرا در غم تو همدم و هم رای شماره ۳۴۹ - دور چون با من رسید از بیخودی ساغر شکستی شماره ۳۵۰ - گر دل هوای عشق تو بر سر نداشتی شماره ۳۵۱ - برخاست از قیام تو ز آنسان قیامتی شماره ۳۵۲ - گفتم بگویمت که صنوبر به قامتی شماره ۳۵۳ - مگو از بندت ای صیاد خرسندم به آزادی شماره ۳۵۴ - میثاق دوش را ز اول وفا نکردی شماره ۳۵۵ - تاهمچو من از عشق گرفتار نگردی شماره ۳۵۶ - چشم یوسف گر به خواب آن چهر عالمتاب دیدی شماره ۳۵۷ - ماه کنعانی اگر در مصر معنی روت دیدی شماره ۳۵۸ - رسید جان به لبم ز انتظار و تیغ کشیدی شماره ۳۵۹ - به هجرانت مرا با جان خود جنگ است پنداری شماره ۳۶۰ - نبود و نیست ترا جز جفای من کاری شماره ۳۶۱ - به پایت حاصلم زین سر سپاری شماره ۳۶۲ - به کیش من که حرام است غیر فکر تو کاری شماره ۳۶۳ - سر به فتراکم نخواهی بست بعد از جان‌سپاری شماره ۳۶۴ - ای چشم یار بس که دل آشوب و دلبری شماره ۳۶۵ - ای زاغ زلف یار از آن رخ در آذری شماره ۳۶۶ - ای زلف یار بس که پر از چین و چنبری شماره ۳۶۷ - ای لعل نوش پرور جانان چه جوهری شماره ۳۶۸ - ای قد یار بسکه دل آرای و دلبری شماره ۳۶۹ - وه این میان یار چه باریک و لاغری شماره ۳۷۰ - ای چهر یار وه که چه پاکیزه منظری شماره ۳۷۱ - یار از رخ نکرده جلوه گری شماره ۳۷۲ - شد مرا عمر در وفا سپری شماره ۳۷۳ - تو نبودی نکوتر ار ز پری شماره ۳۷۴ - بدین جمال که دل می بری ز دست پری شماره ۳۷۵ - سعادتی است زمین را تو چون بر آن گذری شماره ۳۷۶ - کنون که نام من از سلک دوستان نبری شماره ۳۷۷ - روی در پرده نهان کرده پری شماره ۳۷۸ - یار در پرده کند دل شکری شماره ۳۷۹ - رخ نمودی اگر از پرده پری شماره ۳۸۰ - نیست عشاق تو را در دو جهان دادرسی شماره ۳۸۱ - ز رخ برداشت دوش آن مه جلیلی شماره ۳۸۲ - ترسم که رسد از تو مرا پیک و پیامی شماره ۳۸۳ - کاش چون مینا به دستت بودمی شماره ۳۸۴ - دریغ و درد کز این لطمه های پنهانی شماره ۳۸۵ - از این خشم و غرور و سرگرانی شماره ۳۸۶ - زیانت خود چه بود از مهربانی شماره ۳۸۷ - آه که گشتم ز عشق با همه دانی شماره ۳۸۸ - دل از دستم ربود آن یار جانی شماره ۳۸۹ - با آن همه لطف و مهربانی شماره ۳۹۰ - بدین لطف و وفا و مهربانی شماره ۳۹۱ - دلا معاونت اشک پرده در نکنی شماره ۳۹۲ - راه دیار یا مرا ای صبا بپوی شماره ۳۹۳ - مکن از برم جدایی به طریق بی وفایی شماره ۳۹۴ - به میدانت از کشتگان نیست جانی شماره ۳۹۵ - تا شدی ای دوست از کنار صفایی شماره ۳۹۶ - ز فرق تا قدم از عضو عضو او به ادایی شماره ۳۹۷ - فغان کآغاز عشق و آشنایی شماره ۳۹۸ - اگر باری به باغ از در درآیی شماره ۳۹۹ - بدین اخلاق و اوصاف خدایی شماره ۴۰۰ - بدین اخلاص و صدق و بی ریایی شماره ۴۰۱ - ترا آخر چه شدکز بی وفایی شماره ۴۰۲ - نماند از تاب هجرانت مرا دیگر شکیبایی شماره ۴۰۳ - عجب دارم تو با این خوب رویی شماره ۴۰۴ - تعالی الله چه گویم ز آن نکویی شماره ۴۰۵ - از تو ای دوست چه پنهان رهم افتاد به کویی