خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از درد دوری از معشوق و آرزوی وصال او سخن میگوید. شاعر از غمها و رنجهای خود میگوید که همه ناشی از عشق به یار است. او فقر و ذلت را به جان میخرد تا به قرب معشوق برسد و خاک پای او را از تاج و تخت برتر میداند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژگان و استعارههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۳۷۸ - یار در پرده کند دل شکری
یار در پرده کند دل شکری
وای بر ما کند ار جلوه گری ۱
مرغ دل مان به دامت همه عمر
شد نشاطم غم بی بال و پری ۲
ذل و فقرم سبب قرب تو گشت
خرما دولت بی پا و سری ۳
تا شرف یافتم از خاک درت
جانم آسوده دل از دربدری ۴
جز به مهر تو مرا دید و شنود
باشد از غایت کوری و کری ۵
هست تا اشک سفید و رخ زرد
نیست ما را غم بی سیم و زری ۶
آنکه چون اشک شد از دیده مگر
بازش آریم به آه سحری ۷
همه از سخت دلی های تو نیست
ناله را علت این بی اثری ۸
سر صفایی به رهت ساید و هست
خاک پای تو به از تاجوری ۹
وای بر ما کند ار جلوه گری ۱
مرغ دل مان به دامت همه عمر
شد نشاطم غم بی بال و پری ۲
ذل و فقرم سبب قرب تو گشت
خرما دولت بی پا و سری ۳
تا شرف یافتم از خاک درت
جانم آسوده دل از دربدری ۴
جز به مهر تو مرا دید و شنود
باشد از غایت کوری و کری ۵
هست تا اشک سفید و رخ زرد
نیست ما را غم بی سیم و زری ۶
آنکه چون اشک شد از دیده مگر
بازش آریم به آه سحری ۷
همه از سخت دلی های تو نیست
ناله را علت این بی اثری ۸
سر صفایی به رهت ساید و هست
خاک پای تو به از تاجوری ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۷ - روی در پرده نهان کرده پری
گوهر بعدی:شماره ۳۷۹ - رخ نمودی اگر از پرده پری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.