هوش مصنوعی:
متن بالا به سبکی ادبی و با استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده نوشته شده است. در این متن، نویسنده از مشکلات مالی و نیاز به کمک برای تهیه لباس و دیگر necessities زندگی صحبت میکند. او با زبانی طنزآمیز و شاعرانه، از کمبودهای خود میگوید و از خواننده درخواست کمک میکند. همچنین، اشارههایی به مسائل اجتماعی و اقتصادی زمان خود دارد.
رده سنی:
18+
متن دارای زبان پیچیده و استعارههای ادبی است که درک آن برای افراد زیر 18 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم و کنایههای به کار رفته نیاز به دانش ادبی و اجتماعی بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
بخش ۶ - عرضه داشتی که جناب زیبا علیا جهت وظیفه کرده
(عرضه داشت سقرلاط) بابیاری و مدفون علادینی که حواشی خلعت صوفند.
۱
بعد از آستین بوسی معروض میرود که ناظم البسه (دام تشریفه) همواره درد سر دستار میدهد و شیر ینباف را بجان میرساند و قبا را بتنک میآورد و میگوید. من دعای جاندرازی آنمقصد والا میگویم و چون دستار بندقی سرافرازی او از واهب ستار میخواهم. و درین ولا وصلتی کرده و عروس خواسته که غیر ازین لباس معانی هیچ جهیز ندارد. دودستی رخت باو میباید پوشانید و جامه خواب و نهالی مشارالیه را ترتیب میباید کرد. بیمست که ازین درد صاحبفراش کردد. ۲
مرا ببستر اکر چه لت کتان انداخت
زروی صوف نظر بر نمیتوان انداخت ۳
اکنون از برای ابریشم و ریسمان و حلاجی و دیگر مصالح اینجا مها پنجاه تنگه مقرر فرموده اند و با وجود جامه پانصد من غله از برای نانش تعبین رفته. ۴
مراهم در ین جامه نانی بباید
نگفتم شدم کلی از قوت خائب ۵
و از بس که بازار سخنش گرم دیدند پوستینی برای زمستان هم گفته اند. برهنه که از جامه خانه صاحب کرمی بقچه مثال اینهمه بر بسته اگر صد بار باجل سیاه دربان دست و یقه شود یک سر سوزن حجابش دامنگیر نشود. امیدوارم که عاطفت آنحضرت چون شمله شامل حال این تنک لباس گشته بفرمایند که حواشی آنجناب مقدار و مبلغ مذکور بوصله او نشانند. ۶
بود که صدر نشینان کوی در در جیب
نظر کنند بافتاده کفش صف نعال ۷
بذیل جامه عمرت سجیف سرمد باد
بدرز آن عدد بخیهای او مه و سال ۸
بعد از آستین بوسی معروض میرود که ناظم البسه (دام تشریفه) همواره درد سر دستار میدهد و شیر ینباف را بجان میرساند و قبا را بتنک میآورد و میگوید. من دعای جاندرازی آنمقصد والا میگویم و چون دستار بندقی سرافرازی او از واهب ستار میخواهم. و درین ولا وصلتی کرده و عروس خواسته که غیر ازین لباس معانی هیچ جهیز ندارد. دودستی رخت باو میباید پوشانید و جامه خواب و نهالی مشارالیه را ترتیب میباید کرد. بیمست که ازین درد صاحبفراش کردد. ۲
مرا ببستر اکر چه لت کتان انداخت
زروی صوف نظر بر نمیتوان انداخت ۳
اکنون از برای ابریشم و ریسمان و حلاجی و دیگر مصالح اینجا مها پنجاه تنگه مقرر فرموده اند و با وجود جامه پانصد من غله از برای نانش تعبین رفته. ۴
مراهم در ین جامه نانی بباید
نگفتم شدم کلی از قوت خائب ۵
و از بس که بازار سخنش گرم دیدند پوستینی برای زمستان هم گفته اند. برهنه که از جامه خانه صاحب کرمی بقچه مثال اینهمه بر بسته اگر صد بار باجل سیاه دربان دست و یقه شود یک سر سوزن حجابش دامنگیر نشود. امیدوارم که عاطفت آنحضرت چون شمله شامل حال این تنک لباس گشته بفرمایند که حواشی آنجناب مقدار و مبلغ مذکور بوصله او نشانند. ۶
بود که صدر نشینان کوی در در جیب
نظر کنند بافتاده کفش صف نعال ۷
بذیل جامه عمرت سجیف سرمد باد
بدرز آن عدد بخیهای او مه و سال ۸
تعداد ابیات: ۴
۲۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۵ - مکتوبی که صوف با صفوت باطلس بانصرت بخط ابیاری قلمی فرموده در لباس صاحب البسه
بعدی:چند رساله
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.