هوش مصنوعی:
این متن یک نصیحت اخلاقی و آموزشی است که بر اهمیت هنر، خرد، بندگی، و تلاش در زندگی تأکید دارد. شاعر به پسرش توصیه میکند که با هنر و دانش مانند درخت بارور شود و از بیخردی و بیهنری دوری کند. همچنین، بر ارزش راستی، عقل، و تلاش برای پیشرفت در زندگی تأکید شده است.
رده سنی:
14+
محتوا دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و فلسفی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تمثیلهای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۲۳ - ای پسر گر کنی مرا پسری
ای پسر گر کنی مرا پسری
بندگی کن به مردم هنری ۱
بی هنر چون درخت خار آور
با هنر چون درخت باروری ۲
بایدت کند و سوخت در آتش
چون نه شاخ و نه سایه نی ثمری ۳
زی خردگام زن ز بی خردی
زی خبر راه پو ز بی خبری ۴
بهتر آدمی شود زنده
که همان مردنست بی هنری ۵
چون زر اندوده نقش گاو و خراست
بی هنر پوشد ار قبای زری ۶
خویشتن را پیمبری خو کن
اگر از دوده ی پیامبری ۷
راه چونین پدر اگر نروی
زشت و ناخوب و ناخلف پسری ۸
پسری کن مرا به علم و هنر
تا کنم نیز من تو را پدری ۹
ما سفر کرده و جهان دیده
تو نبرده رهی و نو سفری ۱۰
از پی ما بپو که هر که نکرد
رهروی می نکرد راه بری ۱۱
ره چنین سخت و با نشیب و فراز
رهبر ار نه چسان شوی سپری ۱۲
آدمی را به هوش و عقل و خرد
بندگی کرده اند دیو و پری ۱۳
راه خیره سران مپو که زیان
بینی از سرکشی و خیره سری ۱۴
گر کنی ره به بزم پرده دران
پرده ی ما و خویشتن بدری ۱۵
روز و شب بایدت که چون دانا
ساعت عمر خویش بر شمری ۱۶
هر چه در خور بود به هر ساعت
بسپاری و ژرف در نگری ۱۷
هر شب و روز را سه بهره کنی
که ز هر بهره بهره ای ببری ۱۸
بهره ای بهر بندگی کردن
که از این بهره نیک بهره وری ۱۹
وان دوم بهره بهر آسایش
که بگویی و بغنوی و خوری ۲۰
وان سه دیگر به کار و کرد جهان
آمد و رفت و گفت و بیع و شری ۲۱
حیله ای به ز راستی نبود
تا نگردی بگرد حیله وری ۲۲
دو جهان از برای تو کردند
که تو از دو جهان عزیزتری ۲۳
از دو گیتی فزون بود معنات
گرچه بسیار خرد و مختصری ۲۴
تو گدای خدا گدای تو خلق
گر گدایی گدای معتبری ۲۵
هر شب و روز می بگرد سرت
گردد این آفتاب باختری ۲۶
همه گیتی به سوی تو پویند
که تو هم کعبه ای و هم حجری ۲۷
نزد نامحرمان به حرص و طمع
تا بکی آب مردمی ببری ۲۸
همه گیتی سوی تو ره سپرند
که تو سوی خدا ره سپری ۲۹
بندگی کن به مردم هنری ۱
بی هنر چون درخت خار آور
با هنر چون درخت باروری ۲
بایدت کند و سوخت در آتش
چون نه شاخ و نه سایه نی ثمری ۳
زی خردگام زن ز بی خردی
زی خبر راه پو ز بی خبری ۴
بهتر آدمی شود زنده
که همان مردنست بی هنری ۵
چون زر اندوده نقش گاو و خراست
بی هنر پوشد ار قبای زری ۶
خویشتن را پیمبری خو کن
اگر از دوده ی پیامبری ۷
راه چونین پدر اگر نروی
زشت و ناخوب و ناخلف پسری ۸
پسری کن مرا به علم و هنر
تا کنم نیز من تو را پدری ۹
ما سفر کرده و جهان دیده
تو نبرده رهی و نو سفری ۱۰
از پی ما بپو که هر که نکرد
رهروی می نکرد راه بری ۱۱
ره چنین سخت و با نشیب و فراز
رهبر ار نه چسان شوی سپری ۱۲
آدمی را به هوش و عقل و خرد
بندگی کرده اند دیو و پری ۱۳
راه خیره سران مپو که زیان
بینی از سرکشی و خیره سری ۱۴
گر کنی ره به بزم پرده دران
پرده ی ما و خویشتن بدری ۱۵
روز و شب بایدت که چون دانا
ساعت عمر خویش بر شمری ۱۶
هر چه در خور بود به هر ساعت
بسپاری و ژرف در نگری ۱۷
هر شب و روز را سه بهره کنی
که ز هر بهره بهره ای ببری ۱۸
بهره ای بهر بندگی کردن
که از این بهره نیک بهره وری ۱۹
وان دوم بهره بهر آسایش
که بگویی و بغنوی و خوری ۲۰
وان سه دیگر به کار و کرد جهان
آمد و رفت و گفت و بیع و شری ۲۱
حیله ای به ز راستی نبود
تا نگردی بگرد حیله وری ۲۲
دو جهان از برای تو کردند
که تو از دو جهان عزیزتری ۲۳
از دو گیتی فزون بود معنات
گرچه بسیار خرد و مختصری ۲۴
تو گدای خدا گدای تو خلق
گر گدایی گدای معتبری ۲۵
هر شب و روز می بگرد سرت
گردد این آفتاب باختری ۲۶
همه گیتی به سوی تو پویند
که تو هم کعبه ای و هم حجری ۲۷
نزد نامحرمان به حرص و طمع
تا بکی آب مردمی ببری ۲۸
همه گیتی سوی تو ره سپرند
که تو سوی خدا ره سپری ۲۹
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۲۹
۲۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲ - وقت تو است ای پسر که کار کنی
گوهر بعدی:شماره ۲۴ - نبود ره بیرون شدن امروز زمشکوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.