هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از جذابیت و تأثیرات معشوق بر خود سخن میگوید. اشکها، خوابآلودگی چشمها، مستی نرگسها، و زلفهای معشوق، همگی باعث بیتابی و بیقراری شاعر شدهاند. همچنین، اشارههایی به جلوهگری در گلشن، فتنهانگیزی چشمهای جادویی، و تأثیر ابروی معشوق بر نمازگزاران دارد. در پایان، از تأثیر موسیقی و مطرب بر شیخ و اصحاب سخن میرود.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مستی و فتنهانگیزی نیاز به درک عمیقتری از ادبیات و فرهنگ دارد.
شماره ۱۱۳ - موج زد اشکی و ما را آب برد
موج زد اشکی و ما را آب برد
نرگس مست شما را خواب برد ۱
چشم پر خوابت مرا بیخواب کرد
زلف پر تابت مرا از تاب برد ۲
تارخ خوبت بگلشن جلوه کرد
از رخ گل رنگ و تاب و آب برد ۳
چشم جادویت چه فتنه ساز کرد
که قرار از خاطر احباب برد ۴
طاق ابروی تو در وقت نماز
شیخ را از مسجد و محراب برد ۵
مطرب امشب تا چه برزه ساز کرد
که دل و جان از همه اصحاب برد ۶
نرگس مست شما را خواب برد ۱
چشم پر خوابت مرا بیخواب کرد
زلف پر تابت مرا از تاب برد ۲
تارخ خوبت بگلشن جلوه کرد
از رخ گل رنگ و تاب و آب برد ۳
چشم جادویت چه فتنه ساز کرد
که قرار از خاطر احباب برد ۴
طاق ابروی تو در وقت نماز
شیخ را از مسجد و محراب برد ۵
مطرب امشب تا چه برزه ساز کرد
که دل و جان از همه اصحاب برد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۱۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۲ - شیخناشب تا سحر مست و خراب از باده بود
گوهر بعدی:شماره ۱۱۴ - دم زد لبی از شکوه، نیش نام نهادند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.