هوش مصنوعی:
متن بالا یک گفتوگوی عاشقانه و شاعرانه است که در آن دو نفر درباره عشق، بوسه، جفا، دلشکستگی و امیدواری صحبت میکنند. شاعر از عشق و رنجهای آن میگوید و طرف مقابل با پاسخهای حکیمانه و امیدبخش به او جواب میدهد.
رده سنی:
15+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به درک عمیقتری از روابط عاطفی دارند.
شماره ۱۱۷ - گفتم از لعل لبت یک بوسه، گفت آری شود
گفتم از لعل لبت یک بوسه، گفت آری شود
لیک با صد خواری و زاری بدشواری شود ۱
گفتمش بوسیدم از مستی لبت صد بار، گفت
هر چه در مستی شود آخر بهشیاری شود ۲
گفتمش در خواب دیدم در بری دوشینه، گفت
بختت ار بیدار گردد هم ببیداری شود ۳
گفتم از جور خیالت خانه دل شد خراب
گفت چون گردد خراب اینخانه معماری شود ۴
گفتمش بی زر شدم بیزار گشت از من دلت
گفت آری بیزری اسباب بیزاری شود ۵
گفتمش تا کی جفا کاری و خونخواری و جور
گفت شاید نوبتی هم وقت دلداری شود ۶
گفتمش چندین گره بر طره مشکین مزن
گفت تا دلهای بیسامان نگهدای شود ۷
گفتم از جان چون توان بگسیخت دل در پای دوست
گفت دشوار است و سخت اما بناچاری شود ۸
لیک با صد خواری و زاری بدشواری شود ۱
گفتمش بوسیدم از مستی لبت صد بار، گفت
هر چه در مستی شود آخر بهشیاری شود ۲
گفتمش در خواب دیدم در بری دوشینه، گفت
بختت ار بیدار گردد هم ببیداری شود ۳
گفتم از جور خیالت خانه دل شد خراب
گفت چون گردد خراب اینخانه معماری شود ۴
گفتمش بی زر شدم بیزار گشت از من دلت
گفت آری بیزری اسباب بیزاری شود ۵
گفتمش تا کی جفا کاری و خونخواری و جور
گفت شاید نوبتی هم وقت دلداری شود ۶
گفتمش چندین گره بر طره مشکین مزن
گفت تا دلهای بیسامان نگهدای شود ۷
گفتم از جان چون توان بگسیخت دل در پای دوست
گفت دشوار است و سخت اما بناچاری شود ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۶ - شیخنا افتان و خیزان بر در میخانه بود
گوهر بعدی:شماره ۱۱۸ - ز گیسویت سخن با شانه گفتند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.