هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، به موضوعاتی مانند عشق، وفاداری، دوری از وطن و رنجهای غربت میپردازد. شاعر با استفاده از استعارهها و تصاویر زیبا، احساسات عمیق انسانی را بیان میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارند.
شماره ۱۳۹ - مهرش از دل مگو بدر نرود
مهرش از دل مگو بدر نرود
که خیالش هم از نظر نرود ۱
آب چشم آتش دل است که دیک
تا نجوشد بسی، بسر نرود ۲
هر که از سیم کیسه اش خالیست
از پی یار سیمبر نرود ۳
ماهرو گر چه مهربان باشد
بی زر از خانه می بدر نرود ۴
بند پای حبیب را بگسل
کز درت زی در دگر نرود ۵
مرغ بسمل همی زند پر و بال
لیک یک گام بیشتر نرود ۶
ماهی از شست چون بخاک افتاد
بار دیگر بآب در نرود ۷
سر ما رفته گیر در پایش
لیک سودای او ز سر نرود ۸
مهر او سکه ایست در دل ما
سکه دیگر ز روی زر نرود ۹
هر که می خواهد او سلامت خویش
گو بدین راه پر خطر نرود ۱۰
بیخبر مانده ایم در غربت
که بسوی وطن خبر نرود ۱۱
که خیالش هم از نظر نرود ۱
آب چشم آتش دل است که دیک
تا نجوشد بسی، بسر نرود ۲
هر که از سیم کیسه اش خالیست
از پی یار سیمبر نرود ۳
ماهرو گر چه مهربان باشد
بی زر از خانه می بدر نرود ۴
بند پای حبیب را بگسل
کز درت زی در دگر نرود ۵
مرغ بسمل همی زند پر و بال
لیک یک گام بیشتر نرود ۶
ماهی از شست چون بخاک افتاد
بار دیگر بآب در نرود ۷
سر ما رفته گیر در پایش
لیک سودای او ز سر نرود ۸
مهر او سکه ایست در دل ما
سکه دیگر ز روی زر نرود ۹
هر که می خواهد او سلامت خویش
گو بدین راه پر خطر نرود ۱۰
بیخبر مانده ایم در غربت
که بسوی وطن خبر نرود ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۱۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۸ - شب دوشین که روز فرهی بود
گوهر بعدی:شماره ۱۴۰ - قاصد آمد سحرگه از بغداد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.