هوش مصنوعی:
این متن به توصیف قدرت و لطف الهی میپردازد که میتواند خاک را به زر و سنگ را به گوهر تبدیل کند. همچنین، از جود و بخشش بیپایان خداوند سخن میگوید که در هر نفس کاروانهای نعمت را روانه میکند و در هر شب حوادث را از انسان دور میسازد. علاوه بر این، متن به قدرت خداوند در تغییر سرنوشت و جهتدهی به پدیدههای طبیعی مانند خورشید اشاره دارد.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عرفانی و مذهبی است که ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۷۸ - لطف تو سنگ را به نظر گوهر آورد
لطف تو سنگ را به نظر گوهر آورد
مهر تو خاک را به تجلی زر آورد ۱
صد کاروان ز جود تو در هر نفس روان
آن صد چو بر گذشت، صد دیگر آورد ۲
هر شب مرا به دفع حوادث به خوابگاه
عون تو صد حصار و دو صد لشگر آورد ۳
خورشید را که رفته ز خاور به باختر
از باختر دوباره سوی خاور آورد ۴
مهر تو خاک را به تجلی زر آورد ۱
صد کاروان ز جود تو در هر نفس روان
آن صد چو بر گذشت، صد دیگر آورد ۲
هر شب مرا به دفع حوادث به خوابگاه
عون تو صد حصار و دو صد لشگر آورد ۳
خورشید را که رفته ز خاور به باختر
از باختر دوباره سوی خاور آورد ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۱۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۷ - چشم مست تو مگر باز چه در سر دارد
گوهر بعدی:شماره ۱۷۹ - این همه آشوب و غوغا بر سر کوی تو چند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.