هوش مصنوعی:
شاعر از دوری معشوق شکایت دارد و بیان میکند که این دوری باعث رنجش جان و تن او شده است. او از معشوق میخواهد که به مجلس بازگردد تا با حضور خود، شادی و نشاط را به جمع بازگرداند. شاعر همچنین به زیباییهای معشوق اشاره میکند و آرزو میکند که چشم بد از چهره او دور بماند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن مناسب نباشد. همچنین، استفاده از واژگانی مانند 'باده' و 'بوسه' ممکن است نیاز به درک بالاتری از مفاهیم عاطفی و اجتماعی داشته باشد.
شماره ۱۸۸ - ای گشته یک امروز تو از محفل ما دور
ای گشته یک امروز تو از محفل ما دور
از دوری تو رفته ز چشم و دل ما نور ۱
رنجی نرسد بر تن و جان تو اگر چند
از دوری تو جان و تن ما شده رنجور ۲
هرسو که کنی مجلس و هر جا که کنی بزم
بزم تو نکو، وقت تو خوش، جای تو معمور ۳
وقتست که باز از در مجلس بدر آئی
با طره آشفته و با نرگس مخمور ۴
تو باده دهی، من بصلای تو کنم نوش
تو بوسه دهی، من بهوای تو کنم شور ۵
از مردمک دیده بسوزیم سپندان
تا چشم بد از چهره خوب تو شود دور ۶
از دوری تو رفته ز چشم و دل ما نور ۱
رنجی نرسد بر تن و جان تو اگر چند
از دوری تو جان و تن ما شده رنجور ۲
هرسو که کنی مجلس و هر جا که کنی بزم
بزم تو نکو، وقت تو خوش، جای تو معمور ۳
وقتست که باز از در مجلس بدر آئی
با طره آشفته و با نرگس مخمور ۴
تو باده دهی، من بصلای تو کنم نوش
تو بوسه دهی، من بهوای تو کنم شور ۵
از مردمک دیده بسوزیم سپندان
تا چشم بد از چهره خوب تو شود دور ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۱۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۷ - الا تا کی حدیث از عمر و عمار
گوهر بعدی:شماره ۱۸۹ - در دشت مرو بصید نخجیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.