هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از معشوق خود با توصیفاتی مانند سرو روان، چشمه نوش، و غنچه خاموش یاد می‌کند. شاعر از فراق و حسرت شب‌های گذشته سخن می‌گوید و از اشک و غم پنهان در سینه یاد می‌کند. در نهایت، شاعر به این اشاره می‌کند که غم و دیگ جوشان قلبش بالاخره به پایان خواهد رسید.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فراق و حسرت نیاز به تجربه و بلوغ عاطفی دارند.

شماره ۲۰۴ - ای آفت جان و فتنه هوش

ای آفت جان و فتنه هوش
وی سرو روان و چشمه نوش ۱

آن پسته چرا دهان ببسته است
وان غنچه چرا نشسته خاموش ۲

برخیز و برو بیا و بنشین
بستان و بده بگو و بنیوش ۳

گیسوت فتاده تا بزانو
زلفت زده حلقه بر بنا گوش ۴

من بسته ام و تو بند بر پای
من بنده ام و تو حلقه در گوش ۵

دوشینه نبرد خوابم از عیش
امشب نبرد ز حسرت دوش ۶

امشب ز فراق دست بر دست
دیشب ز وصال دوش بر دوش ۷

آن غم که بسینه بود پنهان
اشک آمد و برگرفت سرپوش ۸

دانی که بسر برآید آخر
دیگی که همیشه میزند جوش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۱۷۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰۳ - بدستم افتد اگر باز زلف پر شکنش
گوهر بعدی:شماره ۲۰۵ - تو خواجه ای و منت جون غلام حلقه بگوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.