هوش مصنوعی:
این شعر از عاشقانههای کلاسیک فارسی است که در آن شاعر از آمدن معشوقه در سحرگاه با حالتی مستانه و ویرانگر سخن میگوید. معشوقه با شمشیر جفا و چهرهای افروخته ظاهر میشود و همه چیز را به هم میریزد. شاعر از ویرانیهای عشق و بیوفایی معشوقه شکایت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و استعارههای عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند شمشیر جفا و ویرانی ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۲۹۳ - ترکانه سحر تاخته آمد بسر من
ترکانه سحر تاخته آمد بسر من
شمشیر جفا آخته آمد بسرمن ۱
با چهره افروخته آمد ببر من
با قامت افراخته آمد بسر من ۲
یکباره بزد رخت حریفان و بدر برد
آن دزد که نشناخته آمد بسر من ۳
آن خانه برانداز که با عشوه و باناز
صد خانه برانداخته، آمد بسر من ۴
صد جامه تقوی و دو صد جامه زناموس
یکباره بپرداخته، آمد بسر من ۵
آشفته و مستانه بناگاه سحرگاه
با زلف نگون ساخته آمد بسر من ۶
در محفل یاران دغل بار، بمستی
صد نردهوس باخته، آمد بسرمن ۷
شمشیر جفا آخته آمد بسرمن ۱
با چهره افروخته آمد ببر من
با قامت افراخته آمد بسر من ۲
یکباره بزد رخت حریفان و بدر برد
آن دزد که نشناخته آمد بسر من ۳
آن خانه برانداز که با عشوه و باناز
صد خانه برانداخته، آمد بسر من ۴
صد جامه تقوی و دو صد جامه زناموس
یکباره بپرداخته، آمد بسر من ۵
آشفته و مستانه بناگاه سحرگاه
با زلف نگون ساخته آمد بسر من ۶
در محفل یاران دغل بار، بمستی
صد نردهوس باخته، آمد بسرمن ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۲ - جان و تن را بعشق سودا کن
گوهر بعدی:شماره ۲۹۴ - وقت سحر آمد اهل ترتیب سحر کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.