خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به زیبایی و عظمت یک وجود (احتمالاً معشوق یا خداوند) اشاره دارد که جلال و جمالش در آینهای بازتاب مییابد و در حقیقت خود آینهی خویش است. تنوع رنگها و عناصر طبیعت مانند سبزهزار، شب و روز، همه از یک منشأ واحد نشأت میگیرند و وحدت در کثرت را نمایش میدهند. در پایان، اشارهای به گفتگوی صباحی درباره گلها و کوه وجود دارد که به اسرار الهی مربوط میشود.
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند این مضامین را درک کنند.
شماره ۴۶ - جمالش را جلال آئینه دار است
جمالش را جلال آئینه دار است
جلالش را جمال آئینه دار است ۱
خود است آئینه خود در حقیقت
بهر صورت از این رو آشکار است ۲
یکی گردد دو صدر ره می شماری
یکی باشد عددها بی شمار است ۳
سفید و سرخ و زرد و سبز و اسود
ز یکدست است ونقش یک نگار است ۴
سواد الوجه دل شد خال آن ماه
ز زلف و روی او لیل و نهار است ۵
ز یک آب است بستان سبز و خرم
صباحی گفت گلها عین خار است ۶
چو گفت او کل یوم هو فی الشان
نمی دانم که کوهی در چه کار است ۷
جلالش را جمال آئینه دار است ۱
خود است آئینه خود در حقیقت
بهر صورت از این رو آشکار است ۲
یکی گردد دو صدر ره می شماری
یکی باشد عددها بی شمار است ۳
سفید و سرخ و زرد و سبز و اسود
ز یکدست است ونقش یک نگار است ۴
سواد الوجه دل شد خال آن ماه
ز زلف و روی او لیل و نهار است ۵
ز یک آب است بستان سبز و خرم
صباحی گفت گلها عین خار است ۶
چو گفت او کل یوم هو فی الشان
نمی دانم که کوهی در چه کار است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵ - بر رخ میان قطره دریا وجود ما است
گوهر بعدی:شماره ۴۷ - تا ز رخ آن مه لقا زلفین مشکین برگرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.