هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از زیبایی معشوق، عشق و مستی ناشی از وصال او سخن می‌گوید. عناصری مانند زلف، رخسار، شراب، آتش و نور خورشید به‌طور مکرر به‌کار رفته‌اند تا احساسات عمیق و حالات روحی شاعر را بیان کنند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عرفانی و عاشقانه‌ای است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مستی و عشق شهودی نیاز به درک بالاتری از ادبیات و فلسفه دارند.

شماره ۴۷ - تا ز رخ آن مه لقا زلفین مشکین برگرفت

تا ز رخ آن مه لقا زلفین مشکین برگرفت
نور خورشید رخش هر دو جهان یکسر گرفت ۱

آتش تر را در آب خشک ساقی چون بریخت
شعله زد آتش در آب و جمله خشک و تر گرفت ۲

جز کباب آتشین نقلی نخوردم در شراب
روح من قوت از لب جانبخش آندلبر گرفت ۳

دید در آئینه روی خویش و آمد در سخن
طوطی روحم که از لعل لبش شکرگرفت ۴

تا ابد مست می وصلش بماند بی خمار
در ازل جامی که جام از ساقی کوثر گرفت ۵

روز گم شد در دل شب تا سحر گه بی حجاب
هندوی زلفش بشب خورشید را در برگرفت ۶

مست بیرون آمد از صحن چمن بگشاد لب
زلف و روی کفر و دین و مؤمن و کافر گرفت ۷

ذره ذره آفتاب آمد ز حیرت مه نقاب
هر شبی کو برقع از خورشید درخشان برگرفت ۸

خواستم پنهان کنم مهر رخش را در جگر
آفتابی بود لاشرقی که بام و در گرفت ۹

گفته کوهی چو بلبل خواند بر سرو سهی
نرگس از مستی آن در بزم گل ساغر گرفت ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۶ - جمالش را جلال آئینه دار است
گوهر بعدی:شماره ۴۸ - ما بدانیم که خوبی چو تو در عالم نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.