خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، آرزوهای مختلفی را بیان میکند که همگی حول محور عشق، زیبایی، و رسیدن به کمال میچرخند. شاعر از دیدار یار، نور خورشید، گلستان، بادهنوشی، و آب حیات سخن میگوید که همه نمادهایی از عشق الهی و انسانی هستند.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند بادهنوشی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۶ - دیده خونبار را دیدار خوبان آرزوست
دیده خونبار را دیدار خوبان آرزوست
ذره سرگشته را خورشید تابان آرزوست ۱
تا نسیم آن گل رو یافتم از باد صبح
بلبل روح مرا صحن گلستان آرزوست ۲
باغ حسن گلرخان خرم ز جوی چشم ما است
لعل سیراب بتان را چشم گریان آرزوست ۳
از لب جان بخش ساقی جرعه ای میبایدم
تشنه لب مردیم جانرا آب حیوان آرزوست ۴
تا به بیند ذات و اسماء صفات خویش را
حضرت بیمثل را مرآت انسان آرزوست ۵
تا به بینم صورت جانرا بچشم دل عیان
زان سهی بالا مرا قدی خرامان آرزوست ۶
در هوای دیدن لعل لب یاقوت رنگ
کوهی دیوانه دل را کندن کان آرزوست ۷
ذره سرگشته را خورشید تابان آرزوست ۱
تا نسیم آن گل رو یافتم از باد صبح
بلبل روح مرا صحن گلستان آرزوست ۲
باغ حسن گلرخان خرم ز جوی چشم ما است
لعل سیراب بتان را چشم گریان آرزوست ۳
از لب جان بخش ساقی جرعه ای میبایدم
تشنه لب مردیم جانرا آب حیوان آرزوست ۴
تا به بیند ذات و اسماء صفات خویش را
حضرت بیمثل را مرآت انسان آرزوست ۵
تا به بینم صورت جانرا بچشم دل عیان
زان سهی بالا مرا قدی خرامان آرزوست ۶
در هوای دیدن لعل لب یاقوت رنگ
کوهی دیوانه دل را کندن کان آرزوست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵ - دیده تا رخساره دلدار را دیدن گرفت
گوهر بعدی:شماره ۵۷ - دوش در میخانه ما رفتیم مست و می پرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.