هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از بوی گل و معشوقه‌ای با موهای مشکین و چهره‌ای خورشیدگونه سخن می‌گوید. شاعر از زیبایی‌های طبیعت و معشوق خود به‌عنوان نمادی از بهشت یاد می‌کند و از عشق و جذبه‌های روحانی می‌سراید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم عمیق عرفانی نیاز به درک بالاتری از ادبیات و فلسفه دارند.

شماره ۹۶ - سحر که بوی گل کز جانب گلزار میآید

سحر که بوی گل کز جانب گلزار میآید
ز چین طره مشکین آن دلدار میآید ۱

بدستی باده ی احمر بدستی مصحف فتوی
زهی ساقی گلرویان که صوفی وا میآید ۲

جهان شد روشن از ظلمت چو آن رو گشاید زلف
که از روی چو خورشیدش هزار انوار میآید ۳

ز آب دیده در کویش که آن خلد برین باشد
دلم جنات تجری تحت الانهار میآید ۴

زهر شام سر زلفش هزاران کوه میپوشد
که چون خورشید آنمه رو بصد اظهار میآید ۵

ز عالم گوشه گیر ای جان بیاد آن خم ابرو
نشین در غار دل کوهی که یار غار میآید ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۱۷۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۵ - از جیب عدم وجود سر زد
گوهر بعدی:شماره ۹۷ - بیاد لعل تو خون دلم شراب شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.