هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه و عرفانی از درد فراق و عشق سخن میگوید، جایی که عاشق از جدایی معشوق رنج میبرد و معشوق از خون دل او مینوشد. شاعر از سوختن در آتش عشق و تسلیم شدن دل به خداوند میگوید و اشارهای به جذابیتهای معشوق و تأثیر آن بر جهان دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند 'باده ز خون دل' و 'جگر پرخون' ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
شماره ۹۸ - آن جگر گوشه دل از ما به لب میگون برد
آن جگر گوشه دل از ما به لب میگون برد
رونق باغ و چمن را برخ گلگون برد ۱
لب او باده ز خون دل ما می نوشد
چشم آن شوخ کباب از جگر پرخون برد ۲
غیر حق هیچکسی چون نبرد دل از دست
دل خود ذات خداوند جهان بیچون برد ۳
چارچوب تنم از آتش دل پاک بسوخت
تا از این شش جهتم بخت مرا بیرون برد ۴
برده بود او ز ازل جان و دل مشتاقان
نتوان گفت که این حضرت او اکنون برد ۵
در خم زلف تو پیوسته بخلوت بنشست
کوهی از هر دو جهان بادل خود یکسون برد ۶
رونق باغ و چمن را برخ گلگون برد ۱
لب او باده ز خون دل ما می نوشد
چشم آن شوخ کباب از جگر پرخون برد ۲
غیر حق هیچکسی چون نبرد دل از دست
دل خود ذات خداوند جهان بیچون برد ۳
چارچوب تنم از آتش دل پاک بسوخت
تا از این شش جهتم بخت مرا بیرون برد ۴
برده بود او ز ازل جان و دل مشتاقان
نتوان گفت که این حضرت او اکنون برد ۵
در خم زلف تو پیوسته بخلوت بنشست
کوهی از هر دو جهان بادل خود یکسون برد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۱۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۷ - بیاد لعل تو خون دلم شراب شود
گوهر بعدی:شماره ۹۹ - از لعل یار باده ما خوشگوار شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.